عز الدين حسينى زنجانى

50

معيار شرك در قرآن (فارسى)

ارزشى ندارند كه انسان در مجالس و نشست‌ها فكر و ذكر خود را مشغول آنان كند ! زيرا اگر چنين هم بكنيم باز بر ما اعتراض كرده و معترض و خرده‌گير باقى خواهند بود . و اگر دم فرو بسته و كلمه‌اى دربارهء آنان نگوييم باز ما را رها نمىكنند ، پس وظيفهء ما اين است گفتار خدا راكه مىفرمايد : « قُلِ اللَّهُ ثُمَّ ذَرْهُمْ فِى خَوْضِهِمْ يَلْعَبُونَ » « 1 » دربارهء آنها تكرار و سپس سكوت كنيم . آرى ، اى فاضل ! مأخذ و منابع اصيل و ريشه‌دار ما آنهايى هستند كه در طول زمان‌ها و مكان‌ها اساس و محور مراجعهء علما و دانشمندان بوده است . كتاب‌هايى چون كافى ، توحيد صدوق ، نهج‌البلاغه ، مَنْ لا يحْضُرْهُ الفقيه و بصائر الدّرجات كه بنا بر گفتهء جناب عالى ، نيروى تعبير و زيبايى تركيب و استوارى روش ، آنها را از ديگر مآخذ و منابع جدا مىكند . در آنها اسلوب فصاحت و بلاغت قرآن و نَفَس پيامبر مشاهده مىشود . در ديدگاه و شنودگاه اين بزرگان ، اكثر محتويات آنها مخالفت با اسلامى كه ايرانيان به آن اذعان دارند ، دارد . اگر اين مآخذ نبود ، اسلام به خاورشناسان منسوب مىشد و جز از آنها به دست نمىآمد ؛ آن هم اسلامى كج و معوج براى ارائه به جهانيان . بنابراين ، به شخصى چون شما سزاوار نيست كه به سخنان آنان اهميّت دهيد و شأنى براىشان قائل شويد . امّا آنچه امامان به ما توصيه و سفارش فرموده ( امام صادق - صلوات اللَّه عليه ) : « ما شيعيان براى آنها و مكتب‌مان زيب و زيور باشيم و

--> ( 1 ) . انعام ( 6 ) آيهء 91 ، « بگو خدا ، سپس آن‌ها را در گفت‌وگوهاى لجاجت آميزشان رها كن تا بازى كنند » .