عز الدين حسينى زنجانى
51
معيار شرك در قرآن (فارسى)
نه موجب سرافكندگى » به يقين منظور و مقصود اين است كه ما با برادرانمان از اهل تسنن با حسن سلوك زندگى كنيم ، از تندى و خشونت با آنها بپرهيزيم ، از اجتماعاتشان دور نباشيم ، بيماران شان را عيادت كنيم ، در تشييع جنازهء مردگان آنها شركت نماييم . اين قبيل سفارشها دربارهء زندگى مسالمتآميز نيكو با آنان است ، نه اين كه تمايل شديد به سخنان و گفتارشان پيدا كنيم و از آنچه هواى نفس آنها بر ايشان آراسته پيروى نماييم و آنچه را كه اسناد و مدارك استوار ما مىباشد ترك و رها كنيم و تمام اين توصيهها براى گروهى از آنهاست كه اميد خير و نيكى ( مستضعفان از آنها ) مىرود ، نه سركشان ، ستمگران و قلم به دستان مزدورشان . بنابراين سزاوار و جايز نيست كه براى جلب خشنودى آنها و در امان بودن از تيرهاى دشمنىشان حقّ را رها كنيم ؛ زيرا « وَلَنْ تَرْضى عَنْكَ اليَهُودُ وَلَا النَّصارى حَتّى تَتَّبِعَ مِلَّتَهُمْ » « 1 » ؛ هرگز يهود و نصارى از تو خشنود و راضى نخواهند شد ، مگر آن كه از آيينشان پيروى كنى . در روايت صحيح ، مولايمان اميرمؤمنان - صلوات اللَّه عليه - مىفرمايد : « الصّادعْ بِالحِّقَ مُجاهِدٌ . بيانكنندهء حقّ و حقيقت جهادگرى است در راه خدا » . برادر گرانمايه ! معنا و مفهوم جهاد ، گفتوگو و بحث حضورى و اعلام
--> ( 1 ) . بقره ( 1 ) آيهء 120 .