عز الدين حسينى زنجانى

49

معيار شرك در قرآن (فارسى)

--> و اضافه مىكند : « نظريهء موهبت الهى بودن سلطنت و محدود بودن آن در خاندان ساسانى در تاريخ ايرانىها همچنين در دوران‌هاى بعد هم تأثير به سزايى داشته است . . . » . آرى ، اين است طرز تفكّر نادرست آنها كه شيعه را يك عقيدهء سياسى ايرانى خالص و شيعىگرى در ايران را تعصّب و نه تدين مىپندارند و مىگويند : كه آنها خويشاوندان على عليه السلام هستند و آن‌چه آنها را موفق به يارى آل على كرده در نظر آنان پيوند خويشاوندى است . امّا سخن احمد امين « و ما ادْراكَ مَنْ هُوَ ؛ و شما نتوانيد درك كرد كه او چگونه آدمى است ! » مىگويد : « حق اين است بگوييم : هر كسى كه قصد از بين بردن اسلام را از روى دشمنى و كينه داشته و كسى كه اراده كرده تا تعاليم پدران و اجداد خود را چه در يهوديان و چه نصارى ( مسيحىها ) و چه زرتشتى و هندىها داخل اسلام نمايد ، و آنان كه استقلال شهرشان را يا قيام عليه حكومت كشورشان را مىطلبيدند پناهگاه همهء اينها مذهب شيعه بوده است . تا آن جا كه مىگويد : « افكار و آرا يهوديان در طرز تفكّر شيعه در موضوع رجعت ظهور پيدا كرده است . شيعه معتقد است : آتش دوزخ جز بر اندكى از شيعيان حرام است چنان‌كه يهود را نيز اعتقاد بر اين است كه : « لَنْ تَمسَّنا النّار الّا ايّاماً مَعْدودات ؛ هرگز آتش ما را در نخواهد يافت ، مگر زمانى اندك » . ( فجر الاسلام ، ص 276 ) و اين قبيل مطالب پوچ و بىفايده در كتاب او زياد است و سزاوار اين بود كه آدمى مثل او در موضوعاتى كه اهميّت آن را ندارد وارد نشود ، بلكه دورى گزيند و حداكثر آن‌چه دربارهء او مىتوان گفت اين است كه ، احمد امين نويسنده و اديبى بيش نيست ، ولى در علم فقه ، حديث يا شناخت رجال حديث مطلقاً اطّلاعى در دست ندارد . عيب و نقص هم متوجّه خود او مىباشد . كتاب او بهترين و بزرگ‌ترين دليل به ميزان درك و فهم و نيكوترين گواه بر ژرفاى دانش اوست . - * كنت گوبينو ديپلمات فرانسوى است كه مدت 3 سال نمايندگى سياسى دولت فرانسه را در ايران عهده‌دار بوده است . او خاطرات خود را نوشته . متأسفانه عليرغم اقامت طولانى خود در ايران و سفرهاى متعدد نتوانسته شناخت درستى از مردم ايران و جامعه ايرانى پيدا كند و نوشته‌ها و اظهارنظرهايش بسيار سطحى و بر اساس برداشت و پندارهاى خودش مىباشد و نه فقط خاورشناس نيست بلكه او را جامعه‌شناس هم نمىتوان ناميد تا چه رسد به اينكه عقايد او را دربارهء اسلام و مسلمانان بتوان مأخذ قرار داد