عز الدين حسينى زنجانى

147

معيار شرك در قرآن (فارسى)

بيماران و به عمل آمدن محصول ، خالى و دور از اسائهء ادب « 1 » نيست . از ايشان پرسيده مىشود : آيا مراد در اين موارد بيمارىهاى عادى است كه پزشكان توانايى مداوا و شفاى آنها را دارند ؟ ما كسى از مسلمانان را نمىشناسيم كه به ضريح و بارگاهى براى مداوا و شفاى امراض عادى مراجعه كرده باشد ، بلكه مراجعهء او به پزشكان و دوا و درمان آنهاست و در مواردى كه بيمارى درمان‌ناپذير و غير قابل معالجه باشد چه چيزى مانع روى آوردن به سوى صاحب ضريح و شفا طلبيدن از او در مداوا و معالجهء بيمارىاش كه در ظاهر قابل درمان نيست باز مىدارد ؟ و چه بسيار صاحبان ضريح‌هاى مبارك از پيشوايان معصوم - صلوات اللَّه عليهم اجمعين - هستند كه در شفاى بيمارىها ، كرامات آشكارى از آنان ظاهر شده است . ابن‌بطوطه - كه در دوست داشتن مورد اتّهام نمىباشد « 2 » - در سفرنامه خود مىنويسد : « در شب مبعث به نجف اشرف وارد مىشود و ناتوانانى رامشاهده مىكند كه بيمارىهاى كهنه و ديرينه دارند و در اثر آفت‌ها و بلاها زمين‌گير شده‌اند . شب را در كنار تربت امام به صبح مىرسانند و با آمدن

--> ( 1 ) . در اذن دخول و ورود به حرم‌هاى پاك ائمه معصومين عليهم السلام در پاره‌اى از نوشته‌هاىاصحاب چنين آمده است : « خدايا ! اين بارگاه ممتازى است كه تو آن را پاكيزه كرده‌اى و مكانى است كه خود آن را شرافت بخشيده‌اى و نشانه‌هايى است كه آنها را پاك گردانده‌اى تا در آن جا دلايل يگانه‌پرستى و نيز دعاى دعاكنندگان عرش عظيم آشكار گردد » ، مفتايح الجنان ، ص 312 . همچنين در زيارت جامعه آمده است : « خداوند شماها را به صورت نورهايى آفريد و در خانه‌هايى قرار داد كه خود اجازه فرموده در آن خانه‌ها نام مبارك او برده شود و بلند آوازه گردد » . به نظر مىرسد كه اين مقدار كافى باشد . ( 2 ) . وى با اين كه در مذهب تسنن است ولى آن‌چه مىگويد از روى غلوّ نيست .