عز الدين حسينى زنجانى

141

معيار شرك در قرآن (فارسى)

بگو براى خدا دليل رسا ( و قاطع ) است ( به طورى كه بهانه‌اى براى هيچ كس باقى نمىگذارد ) امّا اگر او بخواهد همهء شما را ( از طريق اجبار ) هدايت مىكند ( ولى چون هدايت اجبارى بىثمر است اين كار را نمىكند ) . بگو گواهان خود را كه گواهى مىدهند خداوند اينها را حرام كرده است بياوريد ، اگر آنها ( به دروغ ) گواهى بدهند تو با آنها ( هم صدا نشو ) گواهى مده و از هوا و هوس كسانى كه آيات ما را تكذيب كردند و كسانى كه به آخرت ايمان ندارند و براى خدا شريك قائلند پيروى مكن . از اين آيهء شريفه چنين استفاده مىشود كه مشركان به خداوند - تبارك و تعالى - و اين كه مشيّت و ارادهء نافذ او ، برتر و بالاتر از هر اراده‌اى است ، معترف بودند و اقرار مىكردند و چنين استدلال مىكردند : دليل اين كه ما بت‌ها را شريك‌هاى خداوند قرار داديم اين است كه خداوند سبحان خود چنين خواسته و مشيّت الهى بر اين قرار گرفته است . بدين ترتيب ، بت‌پرستى خود را معلول و نتيجهء مشيّت الهى و مأذون و مجاز از سوى او قرار مىدادند . پس نياز به اجازه در رو آوردن و پرستش بارى تعالى در درون افكار و اذهان مشركان وجود داشت جز اين كه در يك نكته راه خطا و غلط مىپيمودند و آن اين كه بت‌پرستى آنها نتيجه و معلول ارادهء و خواست خودشان بود . خواست و ارادهء خداوند سبحان بر حسب اختيار و گزينش خود آنها ( بت‌پرستان ) قرار مىگرفت ، نه بر اساس خواست و مشيّت خداوند و به هر حال به وجود خداوند