عز الدين حسينى زنجانى

109

معيار شرك در قرآن (فارسى)

اينان در اشتباهى بسيار بزرگ غوطه‌ور شدند چرا كه موضوع از دو حالت بيرون نيست ؛ كثرت ( متعدّد بودن ) يا حقيقى است و يا اعتبارى ( قراردادى ) در صورت نخست ، لازمهء آن كثرت حقيقى است كه در آيه توصيف شده صدق كند ؛ يعنى خداى يگانه برابر با خداى سه گانه است و در كثرت اعتبارى جمع بين كثرت عددى و يگانگى عددى قابل تصوّر و تعقّل نمىباشد . چنان‌كه عدّه‌اى از طرفداران اين عقيده چنين اعتراف و اقرار كرده‌اند . توضيح مطلب اين است : ما زمانى كه مىگوييم زيد پسر عمرو انسان است ، در اين جا شأن سه‌گانه است : زيد ، پسر عمرو و انسان ؛ امّا آن كه وصف او را كرده‌ايم تنها و يگانه است و كثرت ( چند بودن ) بدين معناست كه او را به پسر عمرو بودن متّصف مىكنيم و انسان بودن هم اضافه‌اى اعتبارى است ؛ بدين ترتيب يگانگى ( وحدت ) عددى است ، ليكن كثرت اعتبارى مىباشد و اجتماع وحدت عددى با كثرت عددى نيز با عقل سازگار نيست و اينان ( مسيحيان ) به اجتماع آن قائل هستند و اين است تخيّلات غلط و بيراهه رفتن آنان از راه راست . تفكّر و راه غلوّ نصارا كه مسيح‌عليه السلام را خدا مىناميدند ، حال به هر يك از معانى كه قصد و اراده كنند ، كجا و اين گفتار و عقيدهء ما كجا كه مىگوييم : خداوند سبحان بعضى از آفريده‌ها و بندگان خود را عزيز و گرامى داشته و به آنان نيرو و توانى برتر از آن‌چه در عالم هستى ( تكوين ) است عطا فرموده كه با آن در جهان هستى با اجازه و رضايت خدا تصرّف مىكنند و آنان را به مَثَل درها ناميده و چنين دستور فرموده است :