عز الدين حسينى زنجانى
110
معيار شرك در قرآن (فارسى)
« وَأتُوا البُيوتَ مِنْ ابْوابِها » ؛ و به خانهها از راه درِ آنها وارد شويد . بنابراين ، فريادخواهى ، يارى جستن و كافى شمردن ، شرك نخواهد بود ؛ زيرا اگر تمام تصرّفاتى كه در عالم هستى صورت مىگيرد و خارج از وسايل عادى و فوقالعاده است سبب و موجبى بدانيم كه تمام اوصاف خداوند بر مخلوقات او نسبت داده شود و قائل به آن شرك محسوب گردد ، در اين صورت بايد حضرت مسيح بنده و فرستادهء خداوند را - العياذ باللَّه - مشرك بدانيم ؛ زيرا مىگويد : « أَنّى أَخْلُقُ لَكُمْ مِنَ الطِّينِ كَهَيْئَةِ الطَّيْرِ فَأَنْفُخُ فِيهِ فَيَكُونُ طَيْراً بِإِذْنِ اللَّهِ » « 1 » ؛ به درستى كه من از گِل مانند پيكر مرغى مىسازم ، سپس در آن مىدمم ، آنگاه به اذن و اجازه خداوند پرنده مىشود ( پرواز مىكند ) . چنين است حال كسى كه از اوعليه السلام دليلى براى درستى ادّعايش بخواهد و چنانكه گفته شد بگويد : اى آن كه ادّعاى نبوّت و پيامبرى مىكنى ! حال مردهاى را براى من زنده كن و اين پيكر دست ساخته از گِل را پرندهاى بگردان . لازم ( مشرك شدن مسيحعليه السلام ) به ناچار باطل است و ملزوم آن نيز چنين است و تلازم بين اين دو آشكار . پس به اين ترتيب ثابت شد كه درخواست از بندگان بزرگوار در مواردى كه خداوند متعال به آنان اجازه فرموده ، از موضوع شرك بسيار دور است . شرك و هر گونه برداشت شرك از
--> ( 1 ) . آل عمران ( 3 ) آيهء 49 .