عز الدين حسينى زنجانى

102

معيار شرك در قرآن (فارسى)

اجازه از جانب خداى متعال خود تصحيح كننده است ؛ همانطور كه دربارهء سجده به حضرت آدم‌عليه السلام دستور رسيد و اجازه داده شد و چنين اجازه و اذن در حقيقت رخصتى است كه انسان از توجّه به احدى از آفريده‌هاى خدا و در عرض او و از فكر استقلال و اصالت در جلب سود و دفع زيان خارج مىگردد ، پس توجّه به چيزى و به هر جهت كه باشد اگر اجازه‌اى از جانب خداوند متعال صادر نشده باشد ، شرك محسوب است ، ليكن پس از آن كه اجازه‌اى صادر شد ، نه تنها فروتنى و تذلّل ، بلكه سجده نيز به غير او تواضع و سجده در پيشگاه مقدّسش محسوب مىشود و بدين ترتيب ، پرستش و عبادت سنگ نيز عبادت خداوند خواهد بود . مولاى ما ، مولىالموحّدين - صلوات اللَّه عليه - در خطبه‌اى كه مشهور به خطبهء « قاصعه » است مىفرمايد : آيا نمىبينيد كه خداوند سبحان ، اولّين از حضرت آدم‌عليه ال كل الحقوق محفوظه لام تا آخرين فرد در اين جهان را با سنگ‌هايى كه نه سودى دارند و نه زيانى ، نه مىبينند و نه مىشنوند ، آزمايش فرموده و سپس آدم‌عليه السلام و فرزندان او را امر فرموده تا توجّه به سوى آنها كنند . فرمايش امام كه : « رو به سوى آنها كنند » « 1 » ؛ يعنى عطف توجّه و ميل به سوى چيزى يا كسى كردن . به اين ترتيب ، همان سنگ‌هايى كه نه سود و نه زيان دارند اشيايى مىگردند كه توجّه به آنها از آدم‌عليه السلام گرفته تا غير او واجب مىگردد . به خطبهء شريف برمىگرديم و دوباره با چشم باز دقت مىكنيم و به حقيقت سوگند كه

--> ( 1 ) . نهج البلاغهء صبحى صالح ، خطبهء 192 .