عز الدين حسينى زنجانى
62
راه رستگارى (كند و كاوى در باب ايمان و اسلام) (فارسى)
بنابرآنچه بيان شد ، دين خدا همان اسلام به معناى تسليم و خضوع در برابر ذات اقدس الهى است ؛ اين آيهء شريفه به همين معنا اشاره دارد : « بهراستى دين در نزد خدا اسلام است » دينى كه اختصاص به عصر خاصّى ندارد . از سوى ديگر ، خضوع در برابر حق از سوى ذى شعورى مانند انسان ، زمانى تحقق مىيابد كه او در برابر پيام آوران خداوند - بلاواسطه يا با واسطه - نيز تسليم گردد ؛ زيرا ترديدى نيست كه خداى متعال منزّه از رؤيت است و كسى نمىتواند با او ارتباط مادّى پيدا كند ، مگر افرادى كه از سوى خود او انتخاب شده باشند ، آن هم به صورت غير مادّى . از آنچه بيان شد روشن گرديد كه دين حقّ خداوند ، اسلام به معناى خاصّ و اصطلاحى آن نيست ، بلكه به مفهوم خضوع و انقياد در برابر حقّ متعال مىباشد و اين همان دين جهان تكوين است و تحقّق اين معنا در ذى شعور ، خضوع و گردن نهادن او در برابر كسانى است كه به عنوان نمايندهء خداوند و خليفة اللّه - بلاواسطه يا باواسطه - از سوى او گسيل شدهاند . بنابراين ، دينى كه از سوى خداوند است نمىتواند به شائبههاى بشرى آلوده گردد ، زيرا دخالت در دين خدا با انقياد و خضوع در برابر خداوند منافات دارد و عين بغى و تجاوز از حدود الهى است . درست است كه دين حق در زمان موسى بن عمران و مسيحِ بن مريم عليهما السلام تبعيّت از پيامبر عصر پيامبر است ، امّا اينك مفهوم خضوع و تسليم در واقع ، همان انقياد و تبعيت از پيامبر گرامى اسلام است كه پيامبران پيشين ، به بعثت ايشان بشارت دادهاند و شخصيّت پيامبر اسلام به عنوان پيامبرى اولواالعزم و صاحب شريعت و اعجاز ، براى پيروان موسى عليه السلام و عيسى عليه السلام و آشنايان به تورات و انجيل امر ناشناختهاى نبوده است و هردوِ اين پيامبران بزرگ الهى از آمدن و با ذكر نشانههايى از مشخّصات وجودى آن حضرت