عز الدين حسينى زنجانى
39
راه رستگارى (كند و كاوى در باب ايمان و اسلام) (فارسى)
پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله را از طريق راهنمايىهاى تورات مانند فرزندان خود مىشناختند - كافر مىنامد ؛ زيرا نسبت به او سركشى مىكردند و در اين جا پيشين يا پسين بودن حجّت خدا مهم نيست ؛ مهم اين است كه « بغى » و گردن كشى به حجّت الهى توسّط يهود تحقّق يافته بود ؛ همچنين فرقى نيست كه بغى در برابر حجّت گذشته صورت گيرد يا حجّت موجود ؛ همچنان كه از نظر قرآن ، وجود يا عدم واسطه نيز فرقى ندارد ؛ ( بلاواسطه ، مانند پيامبر گرامى اسلام ، با واسطه ، مانند فرستادگانِ پيامبران ) ، مهم اين است كه انسانِ مؤمن بايد در برابر حق تسليم باشد . به همين جهت ، خداوند ارسال حواريون به انطاكيه از سوى حضرت عيسى عليه السلام را به خود نسبت مىدهد : « إذْ أرْسَلْنا إِلَيْهِمُ اثْنَيْنِ فَكَذَّبُوهُما فَعَزَّزْنا بِثالِثٍ . . . » « 1 » ؛ هنگامى كه دو نفر را به سوى آنها فرستاديم و هر دو را تكذيب كردند [ ما ] آن دو را با اعزام سومى تقويت نموديم . در اين آيه ، عمل عيسى عليه السلام را به خود نسبت مىدهد و فرستادگان وى را فرستادهء خود خوانده است ؛ لذا وقتى كه رسول با واسطه ، رسول خدا تلقّى شود ، يقيناً آن را كه طبق آيات و روايات متواتره ، ولىّ و جانشين خود تعيين نموده باشد - مانند برگزيدن مولاى متّقيان على عليه السلام - به روشنى انتخاب او از سوى خداوند متعال مدلّل مىباشد . « 2 » بهطورى كه سيدنا الاستاد ( مرحوم علّامه طباطبايى ) در تفسير الميزان به تفصيل بحث فرموده است قراين لفظى ، بر اين گزينش دلالت دارند . بنابراين ، با همان معيار قرآنى [ كفر / عدم خضوع و خشوع در مقابل رسول اكرم صلى الله عليه و آله به دليل اين كه حجّت خدا است ] اگر گروهى نسبت به
--> ( 1 ) . يس ( 36 ) آيهء 14 ( 2 ) . طبق آيهء شريفهء « يا أَيُّها الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ » ؛ اى پيامبر ! آنچه را از جانب پروردگار بر تو نازل شده ، ابلاغ كن و اگر نكنى رسالت خدا را به انجام نرساندهاى . ( مائده ( 5 ) آيهء 67 )