عز الدين حسينى زنجانى

20

راه رستگارى (كند و كاوى در باب ايمان و اسلام) (فارسى)

بَصآئِرَ وَ إنِّى لَأظُنُّكَ يا فِرْعَوْنُ مَثْبُوراً » « 1 » ؛ گفت [ موسى ] : به حقيقت دانستى كه پروردگار آسمان‌ها و زمين ، فرونفرستاد اينها را مگر به جهت بصيرت ، و من حتم دارم كه تو اى فرعون از هلاك شدگانى . با ضميمه كردن آيه‌هاى 90 - 91 سورهء يونس و 85 مؤمن و 14 نمل به اين آيهء شريفه ، چنين نتيجه مىگيريم كه اگر مفهوم كامل ايمان ، شناخت و معرفت باشد ، لازم مىآيد فرعون و اطرافيانش مؤمن باشند ، در صورتى كه قرآن ضمن بيان علم و معرفت فرعون به خداوند ، ايمان او را تا دم مرگ ، نفى مىكند . « فَلا وَرَبِّكَ لا يُؤْمِنُونَ حَتّى يُحَكِّمُوكَ فِيما شَجَرَ بَيْنَهُمْ ثُمَّ لا يَجِدُوا فى أَنْفُسِهِمْ حَرَجاً مِمّا قَضَيْتَ وَيُسَلِّمُوا تَسْلِيماً » « 2 » ؛ نه ، به پروردگارت قَسم ايمان نمىآورند تا اين كه تو را حكم قرار بدهند در اختلافات ميان خودشان ، آن‌گاه پس از صدور حكم از سوى تو حرج و ناراحتى در باطنشان از آنچه كه تو قضاوت و حكم كردى احساس ننمايند و اين گونه باشند انقياد تامّى در برابر حكم داشته باشند . توضيح اين كه : هيچ‌گونه نارضايتى در دل خود نبايد داشته باشند هر چند آنان ( مؤمنان ) اعتقاد به حكم آن حضرت داشتند ، حكم و قضاوت آن‌حضرت غير قابل انكار بود . بنابراين ، ايمان جز معرفت و شناخت ، داراى عنصر ديگرى به نام « تسليم و انقياد » نيز هست و اين عنصر - با توجّه به مطالبى كه ذكر شد - در ساختار مفهومى ايمان ، از عنصرِ شناخت و معرفت ، درخشنده‌تر و مؤثّرتر است ؛ زيرا « تسليم و انقياد » از مقولهء وجود و علم فعلى و معرفت از قبيل

--> ( 1 ) . اسراء ( 17 ) آيهء 102 ( 2 ) . نساء ( 4 ) آيهء 65