عز الدين حسينى زنجانى

21

راه رستگارى (كند و كاوى در باب ايمان و اسلام) (فارسى)

تصوّر و علم انفعالى است . وحيد دهر ، علّامه ، محقق اصفهانى قدس سرهم در اين باره چنين مىگويد : خود صدر المتألّهين در رساله تصور و تصديق چنين مىگويد : تصديق و اذعان مجرد انكشاف ثبوت قيام براى زيد نيست ، زيرا چنين انكشافى تصوّر محض است چرا كه ثبوت قيام براى زيد قابل تصوّر است و اين تصوّر در افق نفس منعكس شده است ، بلكه تصديق آن انكشافى است كه ملازم با صدور حكم و اقرار نفس بر ثبوت قيام براى زيد است ، و اين روشن است ، وقتى ما مىگوييم : « زيد قايم » صورت اين قضيه - كه منفعل از خارج است - علم انفعالى است ؛ يعنى نفس از شرايطى كه در خارج اتفاق مىافتد متأثر مىشود ، ولى وقتى نفس اين نسبت ( نسبت قيام بر زيد ) را در افق نفس خود مىپذيرد و اقرار و اذعان مىكند ، اين نحوهء علم ، علم دريافتى و انفعالى نيست ، بلكه علم فعلى و نوعى وجود نورى كه در نفس قائم است و قيامش در نفس قيام صدورى است ؛ يعنى چنين نسبتى را نفس ايجاد مىكند و از اين مقوله است اعتقاد . زيرا بستن قلب بر چيزى غير از يقين است . خدا مىفرمايد : « وَجَحَدُوا بِها وَاسْتَيْقَنَتْها أَنْفُسُهُمْ » « 1 » ؛ آيات الهى را انكار كردند در حالى كه در نفس خود به آن يقين داشتند . پس اقرار و انكار امرى است كه انسان بالوجدان مستقلًا آنها را درك مىكند و خود اقرار و انكار امرى مستقل از موضوع و محمول و نسبت حكميه است و اگر منكر استقلال اقرار و انكار نفسانى بشويم بايد بپذيريم كفارى كه در باطن يقين داشتند مؤمن بودن و يا مجرد اقرار زبانى ايمان است ، در حالى كه حقيقت ايمان همان خضوع و تسليم باطنى است كه در نفس انسان صادر مىشود . « 2 »

--> ( 1 ) . نمل ( 27 ) آيهء 14 ( 2 ) . محمد حسين اصفهانى ، نهاية الدرايه ، ج 1 ، ص 272 - 273