عز الدين حسينى زنجانى
358
حكمت فاطمى (تلخيص شرح خطبه حضرت زهرا ع) (فارسى)
رواسى : جمع راسيه ، كوه محكم و استوار . طبين : حاذق ، زيرك ، دانا به همه چيز . نَقَمُوا : از مادهء نقم ، به معناى ناخشنودى و نارضايتى و خصومت داشتن و بد گفتن . نَكِير : اسم مصدر از انكار و يا تنكّر است ، و تنكّر ، يعنى از حال سرور به حال غم و غصه درآمدن . و هر دو احتمال در اين كلمه درست است ، ولى اولى ( انكار ) روشنتر است ؛ چه اينكه انكار سيف ، يعنى شمشير على براى تغيير ( انكار ) منكرات بود . حَتْف : به معناى مرگ و موت ، و قلة مبالاته لحتفه ؛ يعنى بىباكى در برابر مرگ ، و از مرگ نترسيدن . و شِدّة وطْأتِهِ : با پا به زمين كوبيدن ، يعنى سر سختى و ايستادگى در مواضع خود و عدم انعطاف . نَكال : عقوبت كردن كسى براى عبرت ديگران . وَقْعَتِه : لفظ مفرد از الْوَقْع به معناى ضربه زدن ، جملهء « نكال وقعته » يعنى ضربهء سخت و عبرتانگيز . تنمّرة : تنمّر الرجل ؛ خشم و بد خلقى كرد ، همچون پلنگ با غرش تهديد كرد . اين جمله يعنى خشم و غضب او فقط براى خدا بود . محجَّة : وسط راه ، از آن جهت به آن محجة مىگويند كه وسط راه مورد قصد و توجه انسان است . لائحة : روشن . سُجُحاً : به ضم اوّل و ثانى ، سهل و آسان .