عز الدين حسينى زنجانى

359

حكمت فاطمى (تلخيص شرح خطبه حضرت زهرا ع) (فارسى)

لا يَكْلِمُ حِشاشَه : لا يكلم از مادهء كَلْم ، يعنى مجروح كردن . حشاشه : جانب و طرف هر چيزى . منهل : به فتح ميم و سكون نون و فتح‌ها ، چشمه‌اى كه در چراگاه و صحرا مردم و حيوانات از آن مىنوشند ، و مأخوذ از نهل به معناى سيراب شدن است . تطْفَحُ : طَفَح الإناء و النهر ؛ آب ظرف پر شد و آب نهر بالا آمد و از اطراف به بيرون ريخت . ضَفَّتاهُ : دو طرف نهر . وَ لايَترنَّقُ : كدر شدن آب و غلبه كردن خاك بر آب و از بين رفتن گوارايى آن . بِطاناً : از مادهء بَطِنَ مثل عَلِمَ ؛ يعنى از سيرى شكمش بزرگ شد ، و مراد ، بزرگىِ شكم در اثر خوردن آب زياد است . بطائل : به كسر همزه ، فايده . و لايحظى : نصيب از رزق و روزى . ناهل : عطشان ، و ريّان ؛ از اضداد است و مراد در اين جا اوّل است . الرِيّ : به كسر و فتح ، ضد عطش است . كافل : ضامن و عهده‌دار . هَلُمَّ : به فتح ميم ، به معناى « بيا » است . ليت شعري : يعنى اى كاش مىفهميدم . سناد : تكيه‌گاه . عروة : ريسمان .