عز الدين حسينى زنجانى
344
حكمت فاطمى (تلخيص شرح خطبه حضرت زهرا ع) (فارسى)
كَفيلُكِ مَأمُونٌ ، وَ ما أُعِدَّ لَكِ أفْضَلُ مِمّا قُطِعَ عَنْكِ ، فَاحْتَسِبِي اللّهَ ، فَقَالَتْ : حَسْبِي اللّهُ وَ أَمْسكتْ . ترجمه سپس حضرت صديقهء طاهره - صلوات اللّه عليها - برگشت و مولا در انتظار مراجعت و درخشيدن سيماى مباركش بود . وقتى كه در خانه قرار گرفت به مولا فرمود : اى فرزند ابىطالب ! آيا مانند كودكى كه در جنين است ، پرده پوشيدهاى ؟ و در خانه نشستهاى مانند كسى كه به او تهمت زده شده است ؟ شاهپرهاى بازها را درهم مىشكستى ، اما اكنون از پر و بالهاى مرغان ناتوان فروماندهاى ؟ اينك فرزند ابىقحافه ، عطيهء پدر و قوت و معيشت فرزندانم را به ظلم مىربايد . آشكارا با من دشمنى مىورزد و به سختى در سخن من مىتازد ؛ و جسورانه مجادله مىكند . كارم به جايى كشيده كه انصار دست از يارى من برداشته و مهاجرين ديگر رشتهء دوستى را گسستهاند ؛ مردمان ديگر هم چشم از يار و ياورىام پوشيدهاند . اينك نه مدافعى دارم نه ممانعتكنندهاى . با دلى آكنده از خشم بيرون شدم . و با نهايت خوارى و خفت برگشتهام . آرى ، آن روز شكست خوردى كه تندى خود را ضايع ساختى . روزگارى گرگان را شكار و پاره مىكردى ؛ اما اكنون خاكنشينى را اختيار كردهاى ؟ جواب گوينده را نمىدهى . و باطلى را از سر راه بر نمىدارى . من ديگر چاره را از دست دادهام . اى كاش ! پيش از اين خوارى و ذلت مرده بودم ( دلم تنگ است ، به جز شما اين عقدهها را پيش چه كسى خالى كنم ؟ ) . و عذر خواه من ، در اين سخنان كه با شما باز گفتم و