عز الدين حسينى زنجانى

30

حكمت فاطمى (تلخيص شرح خطبه حضرت زهرا ع) (فارسى)

از نظر متكلّمين ، مراد از حمد و يا تسبيح موجودات در قرآن كريم ، دلالت آنها به ذات كردگار است و اين كه آنها را پديد آوردنده‌اى است ؛ خواه اين دلالت موجودات را از راه حدوث ( يعنى همهء موجوات نبودند و بعد حادث و پديد شدند ) بگوييم و يا از راه امكان ( يعنى ممكن در ذات خود نياز به علت دارد ) . با اين بيان تمام وجودات عالم فقط نمودار وجود ذات احديت مىباشند اما اين بيان كاشف از كمال سازندهء آنها نيست ؛ زيرا در معناى حمد كه به ستايش فضيلت‌ها و نيكىهايى كه بر حسب اختيار صادر شود ، حمد گفته مىشود . چنان كه گفتيم معناى تسبيح آن است كه ذاتى را به پاكى ياد كنيم . پاكى يعنى پاك بودن از نقص . دلالت موجودات - چه از راه حدوث و يا امكان - بر ذات احديت ، ربطى به حمد و تسبيح ندارد . بعضى گفته‌اند كه حقيقت هستى عين علم و اراده و قدرت و حيات است . به اين معنا كه همهء اين مفاهيم در حقيقت وجود ، وجودى احدى ( يكتايى ) بوده و به يك وجود موجودند . اين مفاهيم اگر چه در عالم ذهن از هم جدا هستند ولى در حقيقت و خارج به يك وجود واحد موجودند و هر جا وجودهستى هست همه اين مفاهيم موجودند ؛ نهايت اين كه ظهور و بروز آنها از جهت شدت و ضعف وجود ، فرق مىكند . جملهء اجزاى عالم در نهان * با تو مىگويند روزان و شبان ما سميعيم و بصير و باهوشيم * با شما نامحرمان ما خامشيم رسيدن به اين معنا بستگى دارد به اين كه انسان درك كند خود هستى بالطبع مصداق همهء كمالات است و اين چنين دركى براى افراد نادرى