عز الدين حسينى زنجانى

31

حكمت فاطمى (تلخيص شرح خطبه حضرت زهرا ع) (فارسى)

ممكن است . بنابراين مىفرمايد : « وَإِنْ مِنْ شَىءٍ إِلّا يُسَبِّحُ بِحَمْدِهِ وَلكِنْ لاتَفْقَهُونَ تَسْبِيحَهُمْ » ؛ « 1 » هيچ‌چيزى نيست مگر اين‌كه به حمد او تسبيح مىگويد ولى شما تسبيح آنها را درك نمىكنيد . بنابراين هر يك از موجودات به اندازهء نصيب خود ازهستى ، داراى شعورند . ولى آنچه در مقابل اين اقوال از خود آيات استفاده مىشود اين است كه حمد و تسبيح در ذات احديت يكى است . قرآن كريم مىفرمايد : همه موجودات به حمدش تسبيح مىكنند . برگشت تسبيح و تنزيه در حق متعال به حمد به صفات ثبوتى و جمال است . اختصاص همهء ستايش‌ها به ذات الهى از آن جهت كه ستايش ؛ غير ذات اقدس الهى فراوان است ، چگونه مىتوان گفت برگشت تمام حمدها به حق متعال است ؟ اين موضوع را مىتوان به چند وجه بيان نمود : 1 . كسى كه يك چيز را خواه نيكى آن اختيارى باشد و خواه غيراختيارى ، ستايش كند ، در حقيقت ، ستايشِ كمال كرده است . نه ستايش كمال محدود آن چيز بلكه خود كمال است ، زيرا كمال محدود ، معناى نقصى و سلبى است و قابل ستايش نيست . مثلًا كمال گل ، از جهت رنگ‌آميزى و عطر دلاويز آن مىباشد ، نه از جهتى كه فاقد كمال ديگر

--> ( 1 ) . اسراء ، آيهء 44 . .