عز الدين حسينى زنجانى
290
حكمت فاطمى (تلخيص شرح خطبه حضرت زهرا ع) (فارسى)
استواركردن جوانب استدلال و محكمكردن آن ، به اشكالاتى كه امكان ورود آن وجود دارد پرداخته و پاسخ مىدهد : ايراد اوّل : اين ايراد را پس از گرفتن چند اقرار طرح مىفرمايد . اوّل اين كه قبول داريد عموم و اطلاقات آيه ، من و پدرم را شامل است ؛ دوم اين كه قبول داريد كه در قرآن كريم آيهء ارثى كه مخصوص به شما باشد و صريحاً پدرم را از آن عموم بيرون كرده باشد نيست ؛ يعنى مضمون آيه چنين باشد : ورثهء همه ارث مىبرند ؛ به جز نبى اكرم صلى الله عليه و آله . اين نكته را با « أفَخصَّكمُ اللّهُ » بيان فرمود . سوم اين كه اعتراف داريد من و پدرم اهل دو دين نيستيم كه به اين جهت ارث نبرم . به اين مطلب اينگونه اشاره فرمود : أَم تَقُولونَ أهل ملتين لا يَتَوارَثان أَوَلَسْتُ أَنا و أبي من أهل ملّةٍ واحدةٍ ؛ آيا مىگوييد : ما اهل دو دين و آيين هستيم كه از يكديگر ارث نمىبريم ؟ آيا من و پدرم اهل يك دين نيستيم ؟ پس از گرفتن اين اقرارها ، باز جاى اشكال باقى است كه همهء مراتب سه گانهء فوق را قبول دارند ؛ ولى ممكن است گفته شود پذيرفتيم اين عمومات نيز شامل حضرت فاطمه عليها السلام و حضرت پيامبر صلى الله عليه و آله است ؛ ليكن با دليل منفصل از آيه اثبات مىشود كه عمومات ، شامل آن بزرگواران نمىشود و آن دليل هم روايتى است كه خليفه در مقابل حضرت فاطمه عليها السلام به آن استناد كرد . يادگار نبوت با يك جملهء كوتاه و پرمعنا به پيامد فاسد استناد خليفه اشاره مىفرمايد : أَم انتم أَعلمُ بِخصوصِ القرآنِ و عُمومِهِ مِن أَبي و ابن عَمّي ؛ آيا شما به عموم و خصوص قرآن از پدر و پسر عمويم آگاهتر هستيد ؟