عز الدين حسينى زنجانى
287
حكمت فاطمى (تلخيص شرح خطبه حضرت زهرا ع) (فارسى)
وجه دلالت آيهء « وَوَرِثَ سُلَيْمانُ داوُدَ » « 1 » به اين بيان است : مراد خداى متعال از ارث ، نبوت و علم نيست ؛ زيرا در آيهء ديگر آمده : به ياد آريد داستان داود و سليمان را كه هر دو دربارهء مزرعه حكم كردند كه در آن مزرعه گوسفندان قوم ، شبانه چريدند و ما شاهد حكم آنان بوديم كه آن دو پيامبر به هردو متخاصم چه حكمى دادند . پس آن داورى وقضاوت را ما به سليمان فهمانديم [ كه چگونه عادلانه قضاوت نمايد ] و به هر يك از آن دو ، حكم و علم داديم . « 2 » مراد از حكم همان نبوت است . راجع به يحيى نيز مىفرمايد : « وَآتَيْناهُ الحُكْمَ صَبِيّاً » ؛ « 3 » ما به يحيى [ در حالى كه طفل بود ] نبوت را داديم . نبوت به سليمان عليه السلام در حال حيات پدرش اعطا شده بود ؛ ديگر احتياجى نيست كه خدا بفرمايد : سليمان بعد از درگذشت داود نبوت را از داود ارث برد . پس به اين قرينهء قطعى ، مراد از « ورث » همان ميراث مالى است ؛ چنانچه صديقهء طاهره اشاره فرمود . اما راجع به ارث يحيى از زكريا ، فرمود : من از خويشاوندان و اقاربى كه از من ارث مىبرند مىترسم و همسر من نازاست و از او فرزندى ندارم كه او وارث من باشد . [ پروردگارا ! ] از جانب خود ولىاى ( جانشينى ) به من مرحمت فرما
--> ( 1 ) . نمل ، آيهء 16 . . ( 2 ) . انبياء ، آيات 78 - 79 . . ( 3 ) . مريم ، آيه 12 . .