عز الدين حسينى زنجانى

286

حكمت فاطمى (تلخيص شرح خطبه حضرت زهرا ع) (فارسى)

كلمات و احكام قرآن نيز از قرارگاه واقعى خود منحرف مىگردد . اين ستم و غصب ارث ، سنگ زير بناى آن است كه خليفه آن را بنيان‌گذارى مىكند . زهراى طاهره عليها السلام در مسجد نبوى ادعاى ارث را با مهارتى كه سزاوار مقام و الا و ارجمندش مىباشد مطرح فرمود . آيا پس از اين معرفىها باز نمىدانيد كه من دختر پيامبرتان هستم ؟ نه ، به خوبى مىدانيد و مانند آفتاب درخشان بر شما روشن است كه من ( فاطمه ) دخترش ( پيامبر صلى الله عليه و آله ) هستم . در صغراى قياس شك و شبهه‌اى باقى نمىماند ؛ اما راجع به كبراى قياس كه هر دختر پيامبرى از پدرش ارث مىبرد ، دو نوع استدلال فرمود : 1 . ارث بردن فرزندان انبيا به ويژه از پدرانشان ، مانند ارث بردن سليمان بن داود از پدرش عليهما السلام و ارث بردن يحيى از زكريا عليهما السلام . 2 . استدلال به عمومات قرآن در ارث و وصيت كه مسلّماً شامل رسول اكرم صلى الله عليه و آله مىشود . متبادر از ارث و اطلاق ميراث ، همانا ميراث مال و اعيان خارجى است . هرگز متبادر از آيات ميراث انبيا ، ميراث حكمت نيست . هر چند آن هم مجازاً جايز است . چنانچه مىبينيم حاضران جلسه و مستمعان خطبه ، حتى خود خليفه ( مدعى ) ايرادى از اين جهت وارد نساختند و فقط خليفه به آوردن روايت و مخصِّص تمسك نمود و اين تكلّف كه مراد از ميراث ، ارث نبوت باشد ، تكلفى است كه از جانب طرف‌داران بعدى مىباشد كه - ان شاءاللّه - جواب كافى را خواهيم داد .