عز الدين حسينى زنجانى
28
حكمت فاطمى (تلخيص شرح خطبه حضرت زهرا ع) (فارسى)
چقدر خنك و گواراست ؛ بنابر اين حمد يعنى ستايش در برابر احسان و نيكى كه از راه اختيار صادر گردد ؛ اگر چه آن احسان به ستايشكننده ارتباطى نداشته باشد . و مدح در مقابل صفات و اعمالى است كه از راه اختيار صادر شود و يا آن صفات ذاتى باشد . بدين سان دايره مدح وسيعتر از حمد است . فرق حمد و شكر شكر به معناى سپاسگزارى ، در مقابل كفران است . كفران صحيح نيست مگر از جانب كسى كه از نعمت استفاده نموده اما در مقابل آن ، نافرمانى كرده و از آن قدردانى نكرده باشد . شكر و سپاس نيز بر نعمتى صحيح است كه به خود سپاسگزار رسيده باشد ؛ بر خلاف حمد كه گفتيم : ستايشى است در برابر مطلق نيكويى . پس مفهوم شكر غير از مفهوم حمد است . و نيز فرق ميان حمد و مدح معلوم شد و هيچ كدام از اين كلمات سهگانه مترادف نيستند . كلمهء « ما » در « ما أنعم » و . . . . دربارهء كلمه « ما » در جملههاى فوق دو احتمال وجود دارد : 1 . ماى موصوله 2 . ماى مصدريّه . اگر « ما » ، موصوله باشد معنا چنين مىشود : ستايش مخصوص ذات جامع كمالات است در برابر نعمتهايى كه احسان و انعام فرموده . در اين صورت مورد ستايش ، خود نعمتهاست . ولى اگر « ما » مصدرى باشد بايد اينطور معنا كنيم : ستايش ، مخصوص ذات