عز الدين حسينى زنجانى
253
حكمت فاطمى (تلخيص شرح خطبه حضرت زهرا ع) (فارسى)
همه ، عمر اصرار داشت كه پيامبر نمرده تا ابوبكر را كه خارج مدينه و به انتظار نشسته بود مطلع سازد . ابوبكر ، به محض اطلاع وارد مدينه گرديد ؛ ديد كه عمر ايستاده و مردم را تهديد مىكند . ابوبكر پس از ورود خطبهء مختصرى خواند و آيهاى را كه ابن مكتوم خوانده بود و در رأى عمر تأثيرى نكرده بود خواند . عمر گفت : عجبا ! اين آيه در قرآن است ؟ ابوبكر گفت : آرى . عمر ، ظاهراً از گفتار ابوبكر اطمينان پيدا كرد . عمر گفت : وقتى كه ابوبكر اين آيه را خواند ، پاهايم ياراى حركت نداشت و يقين كردم پيامبر مرده است . « 1 » آيا اين عمل جز اين را مىرساند كه عمر با اين نيرنگ مىخواست تا رسيدن ابوبكر ، افكار مسلمانان را مشغول دارد و مردم به سراغ انصار و بنىهاشم ( اهل بيت ) نروند ؛ زيرا كسى كه - اگر توطئهها صورت نمىگرفت - حتماً خلافت را پس از رحلت خاتم انبيا صلى الله عليه و آله به دست مىگرفت ، مولاى متقيان عليه السلام بود . ابنابىالحديد از قول زبير بن بكّار نقل مىكند : هنگامى كه با ابوبكر بيعت شد ، خويشاوندان تيْمى او افتخار كردند . محمد بن اسحاق گفت كه عموم مهاجران و اكثريت انصار شكى نداشتند صاحب خلافت پس از رسول اكرم صلى الله عليه و آله مولاى متقيان عليه السلام است . « 2 »
--> ( 1 ) . سيرهء ابن هشام ، ج 2 ، ص 306 . . ( 2 ) . همان ، ج 6 ، ص 21 . .