عز الدين حسينى زنجانى

217

حكمت فاطمى (تلخيص شرح خطبه حضرت زهرا ع) (فارسى)

احترام فراوان و عظمت از زبان پيامبر صلى الله عليه و آله شنيده بودند . وقتى مردم فهميدند فاطمه ، فاطمه است ، ديگر ثبوت حكم ضرورى است و آنچه مىگويد راست و عين حقيقت است . پيامبر گرامى صلى الله عليه و آله مكرر و به اندك مناسبتى فاطمه را ستايش مىفرمود و رفتارى با وى مىكرد كه از مقام هيچ پدرى نسبت به فرزندش معهود نيست . هنگامى كه فاطمه عليها السلام وارد مىشد ، پيامبر جلو پايش بلند مىشد و سينه و پيشانىاش را مىبوسيد ؛ « 1 » آن‌گاه مىفرمود : فاطمه پارهء تن من است . او دل و جانِ درون من است . پس هر كس او را بيازارد ، مرا آزرده و هر كس مرا آزار دهد ، خدا را آزار داده است . « 2 » از جمله القابى كه مكرر دخترش فاطمه عليها السلام را به آن ملقب فرموده « صديقه » است . اين واژه از صيغه‌هاى مبالغه است و مذكرش « صديق » مىباشد . همهء اين معرفىها در ميان مسلمانان مسلم بوده و كسى را گمان اندك شبهه‌اى در آن نمىرود ؛ مگر اين كه كسى در اصل نبوت پدرش شك كند و در ميان فرزندان پيامبر جز يك نفر ، فاطمه نام نداشت . بنابراين در اثبات سخنان خود فقط لازم بود خود را اين‌گونه معرفى فرمايد : من فاطمه هستم . چنان كه گفتيم با ثبوت موضوع « فاطمه » از نظر حقوقى ترتب همهء احكام بر وى ضرورى خواهد بود .

--> ( 1 ) . صحيح ترمذى ، ج 2 ، ص 319 . . ( 2 ) . كشف الغمه ، ص 124 . .