عز الدين حسينى زنجانى

218

حكمت فاطمى (تلخيص شرح خطبه حضرت زهرا ع) (فارسى)

پس از معرفى خود ، با تأكيد مىفرمايد : أقول عوداً وبدءً ؛ اوّلين و آخرين سخنم است . چنين تأكيدى براى اتمام حجت است . بنابراين چنين گفته‌اى غلط و تجاوز از حق و عدالت نخواهد بود . چه اين كه تجاوز از حق به دو جهت است : 1 . انسان به راه خطا برود ، ولى قصد صواب داشته باشد . از آن به « قصور » تعبير مىشود . مثل افرادى كه در جست‌وجوى حق هستند ؛ اما دچار اشتباه مىشوند . 2 . انسان عمداً از حق تجاوز نمايد و از روى هواى نفس ، حق را ناديده بگيرد كه آن را « شطط » و به تعبير ديگر « تقصير » مىگويند . بر اين اساس ، صديقهء طاهره عليها السلام تأكيد مىكند كه گفتارم نه از روى قصور است : و لا أَقولُ ما أقولُ غَلطاً و نه از روى شطط و تقصير است ؛ بلكه حق و محض واقع است . سپس در معرفى بنيان‌گذار اسلام با الهام از قرآن كريم مىفرمايد : « لَقَدْ جاءَتَكُمْ رَسُولٌ مِنْ أَنْفُسِكُمْ . . . » ؛ « 1 » « پيامبر شما از ميان خودتان برخاسته و از شما جدا نيست . پس هر گونه رنج و ناملايماتى كه بر شما وارد شود بر او گران است و از صميم قلب سعادت شما را آرزومند و به مؤمنان ، رئوف و مهربان است » . اگر كمى دقت كنيد ، خواهيد ديد كه او پدر من است نه پدر زن‌هاى شما ؛ برادر پسر عموى من است نه برادر مردان شما . وه چه

--> ( 1 ) . توبه ، آيهء 127 . .