عز الدين حسينى زنجانى
213
حكمت فاطمى (تلخيص شرح خطبه حضرت زهرا ع) (فارسى)
ثَبَج : وسط هر چيز و عمدهء آن ، ميان پشت و كتف . أكظام : جمع « كَظَم » ، گلو ، دهان ، راه تنفس . ينكت : از « نكت » ، به رو انداختن و به سر در افكندن . طَعَنه فَنكَته : به او شمشير زد و به سر در افكند . الهامّ : جمع « هامّة » ، سرها ، كنايه از بزرگان قوم . انهزام : شكست خورد . وَلّوا الدبر : پشت گرداندند ، كنايه از شكست . تفرى الليل عن صبحه : شب صبح را شكافت . أَسْفَرَ : روشن شد . محض : خالص . شقاشق : جمع « شِقْشِقَة » آنچه شتر مست از دهان بيرون كند ، كنايه از سخنورى . طاح : هلاك شد . وشيظ : مردمان پست و فرومايه . در مقابل « وسيط » يعنى شريف . انحلّت : گشوده شد . عُقَد : جمع « عقده » ، گرهها . شقاق : مخالفت و عناد . فُهتُم : به زبان آوريد . كلمة الإخلاص : جملهء لا إله الااللّه . نَفَرٌ : مردم ( كمتر از ده نفر ) . بيض : جمع « ابيض » ، سفيدپوستان .