عز الدين حسينى زنجانى
214
حكمت فاطمى (تلخيص شرح خطبه حضرت زهرا ع) (فارسى)
خماص : جمع « اخمص » ، گرسنگان . شَفَاء : كنار هر چيز . شفا حُفرة ؛ كنار گودال . مُذقة : آب اندك ؛ « مذقة الشارب » نوشيدن يك جرعه آب . نُهْزَة : فرصت . قُبسة : شعلهء كوچك آتش . ( كنايه از حقارت و پستى در برابر قدرتهاى بزرگ آن عصر ) . مَوطَأٌ : لگدكوب . « مُوطَأٌ الأقدام » مثل مشهورى است در ذلت و مغلوبيت . در اينجا مراد ، لگدكوب ملتهاست . الطَرْق : گنداب ، آب آميخته به بول شتر . تقتاتون : از « قوت » به معناى غذا . يعنى آذوقهء خود قرار مىداديد . القِدّ : پوست بز دباغى نشده ( كنايه از اشياى پست ) . تقتاتون القدّ : پوست دباغى نشدهء چهارپايان را قوت قرار مىداديد . ( كنايه از وخامت اوضاع اقتصادى ) . أَذلَّة : جمع « ذليل » ؛ خوارها و زبونها . خاسئين : جمع « خاسى » ؛ ذليل و رانده شده ( كنايه از مطرود بودن ) . يتخطّفكم : بربايند ، از « تخطّف » ، ربودن با سرعت . أنقذكم : شما را نجات بخشيد . اللَّتيا و الّتي : رويدادهاى بزرگ و كوچك . ذُؤبان : جمع « ذِئب » ، گرگان . ذُؤبان العرب : سركردگان عرب ( كنايه از خطرناك بودن آنها ) . مُنِي : گرفتار شد .