السيد محمود الهاشمي الشاهرودي

36

فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بيت (ع) (فارسى)

كرد و بدين ترتيب ، ابزار نظرى و تطبيقى فقه اجتهادى را فراهم آورد و در اين زمينه نسبت به مرحلهء سابق گامى بلند برداشت . ديگر كار مهم شيخ طوسى ، پرداختن به فقه تفريعى و گسترش فروع فقهى بود . وى با تأليف كتاب ارزشمند « المبسوط » توانايى فقه شيعه را در پاسخگويى به نيازهاى فقهى عصر بر اساس اجتهاد مبتنى بر نصّ ثابت كرد ؛ بدون اين كه در وادى قياس و استحسان فرو غلتد . از آن جا كه اين حركت در حال مسابقه و مقابله با فقه حاكم و دولتى يعنى فقه تفريعى اهل سنّت بود ، تا اندازه‌اى از آن تأثير پذيرفت . انتقال از فضاى فقه حاكم و دولتى به فضاى استقلال و رهايى از تأثيرات آن ، براى فقه شيعه ، دست كم دو قرن به طول انجاميد و در تأليفات محقق حلّى و فقيهان پس از او متجلى شد . همچنين ، اثبات پيشگامى فقه شيعه مىطلبيد كه شيخ طوسى افزون بر گسترش فقه تفريعى ، به فقه مقارن ( فقه تطبيقى ) نيز بپردازد . وى با نگاشتن كتاب « الخلاف » ، عظمت و ويژگىهاى فقه شيعى را نسبت به فقه ساير مذاهب به رغم دورى گزيدن از رأى و قياس نشان داد و در اين زمينه نيز براى خود جايگاهى بلند احراز كرد . شيخ طوسى به پژوهش‌هاى قرآنى و استفاده از آن‌ها در فقه نيز اهتمام ورزيد . تفسير وى يعنى « التبيان » كه بىگمان عامل مهمى در رنگ گرفتن هر چه بيشتر فقه شيعى از قرآن داشت ، نشانگر اهتمام بليغ اين فقيه برجسته به قرآن كريم است . تلاش شيخ طوسى در بهره بردن فقه شيعى از قرآن كريم ، يك قرن بعد در كتاب ارزشمند « فقه القرآن » نگاشتهء قطب الدين راوندى به ثمر نشست ؛ كتابى كه به رغم غنى شدن مكتب فقهى شيعه با ميراث فقهى قرآن در طول ده قرن كوشش مستمر فقيهان ، هنوز هم زنده و ممتاز است . برجسته‌ترين فقيهان اين مرحله ، شيخ طوسى ( م 460 ه . ق ) ، عبد العزيز بن برّاج طرابلسى ( م 481 ه . ق ) ، محمد بن على بن حمزه طوسى ( زنده در سال 566 ه . ق ) ، قطب الدين راوندى ( م 573 ه . ق ) ، ابن زهره ( م 585 ه . ق ) ، ابن شهرآشوب ( م 588 ه . ق ) و ابن ادريس حلّى ( م 598 ه . ق ) مىباشد . « 11 »

--> ( 11 ) همان ، ش 13 ، 179 - 184 ، و ش 14 ، ص 148 - 149 .