السيد محمود الهاشمي الشاهرودي

35

فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بيت (ع) (فارسى)

مورد توجّه قرار گرفت و نخستين كتاب‌ها در اين زمينه يعنى « الاعلام » ، « الانتصار » ، و « الناصريات » به وسيلهء شيخ مفيد و سيد مرتضى به رشتهء تحرير در آمد . در اين مرحله - كه فقه شيعى همانند كلام شيعى مورد نقد عالمان ديگر مذاهب قرار گرفت و برخى كوشش‌هاى شيخ مفيد و سيد مرتضى به پاسخگويى آنان معطوف شد - سه گرايش روايى محض ، عقلى و عقلى - نقلى وجود داشت كه شيخ مفيد و سيد مرتضى نمايندگان گرايش به عقل و نقل بودند . اين گرايش ، پس از سيد مرتضى رشد و استحكام يافت و بر مكتب فقهى شيعه سايه افكند . مهم‌ترين فقيهان اين مرحله ، ابن بابويه ( پدر شيخ صدوق ) ، ابن ابى عقيل عمّانى ، ابن جنيد اسكافى ، شيخ صدوق ، شيخ مفيد ( م 413 ه . ق ) ، سيد مرتضى ( م 436 ه . ق ) ابو الصّلاح حلبى ( م 447 ه . ق ) و سلّار مىباشند . « 10 » 2 - 4 . مرحلهء شكوفايى و رشد اين مرحله از اواخر نيمهء اول قرن پنجم يعنى دو دههء واپسين حيات شيخ طوسى شروع مىشود و در نيمهء قرن هفتم با ظهور محقق حلّى پايان مىيابد . در اين مرحله ، شيخ طوسى از رهگذر توجّه به رفع نقاط ضعف ، دفاع متين علمى و پاسخگويى به شبهات ، عناصر قوّت و ابداع را به گرايش عقلى - نقلى شيخ مفيد و سيد مرتضى افزود و آن را در چند زمينه تحول و ارتقا بخشيد . نخست ، علم اصول را با تدوين كتاب « عدّة الاصول » كه سرآمد كتاب‌هاى اصولى پيش از خود ، و تا قرون متمادى محور تدريس بود ، ضابطه‌مند كرد . آنگاه با تأليف كتاب‌هاى رجالى متعدّد ، ابزار لازم براى بررسى سند احاديث را فراهم ساخت . اين كوشش باعث شد كه خبرهاى واحد - كه حجّيت آن‌ها توسّط سيد مرتضى و شيخ مفيد مورد انكار واقع شده بود - بر اساس شيوه‌اى علمى پذيرفته و در استنباط احكام به كار گرفته شوند . وى افزون بر فراهم آوردن ابزار استنباط ، در كتاب « تهذيب الاحكام » به تطبيق استنباط با اين ابزار پرداخت . وى همچنين ، مشكل اخبار متعارض را در كتاب « الإستبصار » حل

--> ( 10 ) مجله فقه اهل البيت عليهم السّلام ، ش 13 ، ص 177 - 179 ، و ش 14 ، ص 145 - 148 .