السيد محمود الهاشمي الشاهرودي
34
فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بيت (ع) (فارسى)
شيعه برشمرده نشده است ؛ زيرا بر اساس تعريفى كه از فقه ارائه شد ، سنّت پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و معصومان عليهم السّلام از منابع و ادلّهء فقه است . بنابراين ، مراد از اين فقه ، فقه استدلالى و اجتهادى است ، نه فقه مأثور و روايى . ثانيا ، ملاك اين تقسيمبندى ، طبيعت مواد فقهى و شيوه فقاهت و اجتهاد در هر مرحله است . از اين رو ، در اين جا به تبيين مختصر مراحل ششگانه اين تقسيمبندى مىپردازيم : 1 - 4 . مرحلهء تأسيس اين مرحله از اوان قرن چهارم ، از زمان ابن بابويه قمى ( م 329 ه . ق ) ، آغاز مىشود و تا نيمهء قرن پنجم ، در زمان حمزة بن عبد العزيز ديلمى مشهور به سلّار ( م 448 يا 464 ه . ق ) ادامه مىيابد . در اين مرحله ، نخستين و مهمترين كتابهاى روايى فقهى يعنى « كافى » و « من لا يحضره الفقيه » به وسيلهء ثقة الاسلام كلينى ( م 328 ه . ق ) و شيخ صدوق ( م 381 ه . ق ) نگاشته شد . افزون بر اين ، نخستين گام در توسعهء اجتهاد - كه نزد اماميّه به معناى اجتهاد در فهم نصوص و تطبيق آن بر موارد و مصاديق است - يعنى اجتهاد در كشف موارد تطبيق و ارجاع فروعى كه در نصوص وجود نداشت به اصول بر اساس موازين علمى مبتنى بر قواعد تفاهم عرفى و اصول عقلى منطقى برداشته شد . همچنين اصول و قواعدى كه براى استنباط احكام شرعى به كار گرفته مىشد ، از فقه جدا و به صورت نخستين كتابهاى اصولى شيعه يعنى « التذكرة باصول الفقه » ، و « الذريعة الى اصول الشريعة » به وسيلهء شيخ مفيد و سيد مرتضى نگاشته شد . در اين مرحله ، استنباط از دلالت تطابقى نصوص به دلالت تضمّنى و التزامى ارتقا يافت ؛ هر چند در تفريع و تجاوز از مدلول نصوص احتياط مىشد . فقه هر چند بر اخبار و روايات تكيه داشت ، امّا به خبر واحد عمل نمىشد ، اجماع از اهتمام بيشترى برخوردار بود و عقل ، اندك اندك و با احتياط كامل ، مجال استنباط يافت . در اوائل قرن پنجم ، « فقه مقارن »