مؤسسه مطالعات وتحقيقات فرهنگى
58
دومين يادنامه علامه طباطبائى (فارسى)
است . تمهيد رساله اى بسيار سنگين و بعيد الغور است و اولين كتاب درسى عرفانى است و ما تن و شارح هر دو از بزرگترين علماى ذوالفنون در عالم اسلام اند كه در هر فن مرد يك فن اند . تمهيد القواعد از همان اوائل تصنيف كتاب درسى و مورد توجه اهل فن بوده است . مثلا يعقوب بن محمد بن على طاوسى در عنوان دوم خاتمه كتاب كنه المراد فى وفق الاعداد كه در فائده مربعات وفقى بحث مىكند اين رساله ژرف و شگرف را ياد مىكند و مؤلف آن را تقديس مى نمايد ، و چون كلام طاوسى در موضوع بحث ما به غايت مفيد است ، نقل آن مناسب مى نمايد ، وى گويد : آل فيثاغورس از مبداء كل به واحد ياد مى كردند و ديگران به وجود كان الله و لم يكن معد شى ء محقق است ، و آن كه باشد و غير او اصلا نباشد بالضروره هستى تواند بود يگانه ، هر دو بالذات ، نه بطريان وجودى و وحدتى او را تعالى عن ذلك علوا كبيرا . و بديهه حاكم است و فطرت سليمه جازم ، كه بى وجود هيچ موجود نتواند بود ، و نه بى وحدت واحد ، لاجرم قدماء از حكماء كه توفيق استضاءت انوار علوم از كتب منزله سماوى يافته اند ، بعد از اعتراف كل به قصور طاقت بشرى از ادراك كنه آن ذات ، آل فيثاغورس كه ينبوع علوم ايشان مترشح از نهرى بوده كه از تحت جنت كرامت ففهمناها سليمان انفجار داشت ، انسب لفظى كه به آن از مبداء كل ياد كنند . واحد دانسته ، و ديگران وجود . و چون بعد از تدوين منطق ، قبل از صدق توجه به اعراض كلى از شواغل ، و اعداد محل از براى قبول فيض به تصفيه نفس ، و تطهيرش از رذائل كه شرط استحصال كمال انسانى است هم به طريق رياضت و سلوك و هم به طريق نظر و استفاده چنان كه در تمهيد قدس سر