مؤسسه مطالعات وتحقيقات فرهنگى

57

دومين يادنامه علامه طباطبائى (فارسى)

تركه و صدرالمتالهين هر يك در اقامه برهان بر مسائل عرفان سهمى بسزا دارد و خوش نقشى را پيش كشيده است . جناب شيخ بهجت و سرور را در نمط هشتم و مقامات عارفين را در نمط نهم ، و اسرار آيات را در نمط دهم ، بر كرسى برهان نشانده است و به نحو احسن و اعلى از عهده چنين امر خطير بر آمده است . اما در توحيد عارفان كه توحيد صديقين است سخت سست است و راهى را كه پيموده است نادرست است . زيرا كه از راه مفهوم وجود پيش آمده است . صدرالمتالهين در فصل دوم موقف اول الهيات اسفار « 83 » بر همين مطلب اعتراض را دارد كه ما در رساله ( [ وحدت از ديدگاه عارف و حكيم ] ( تا حدى در پيرامون آن بحث كرده ايم . اول كسى كه قول شيخ اشراق را در اعتباريت وجود رد كرده است در حقيقت اول كسى كه قول شيخ اشراق را در اعتباريت وجود ، رد كرده است ، خود شيخ اشراق بوده كه مستبصر و معتقد به تاصل وجود شده است و در تلويحات تصريح كرده است كه النفس و مافوقها من المفارقات اينات صرفه و وجودات محضه . پس از آن ابوحامد تركه رساله شريف قواعد التوحيد را در رد اعتباريت وجود بتوهم شيخ اشراق نوشته است و صائن الدين على بن محمد تركه آن را به نام تمهيد القواعد شرح كرده است . ابوحامد تركه در رد اين وهم شيخ اشراق سابق بر صدرالمتالهين و او را حق و فضل تقدم است اما عمل ابوحامد تركه در قواعد : تمهيد القواعد صائن الدين على بن محمد بن محمد تركه تمهيد القواعد را در شرح قواعد التوحيد جد خود ابوحامد محمد اصفهانى معروف به تركه نوشته

--> ( 83 ) اسفار ، الهيات ، ص 5 .