مؤسسه مطالعات وتحقيقات فرهنگى

43

دومين يادنامه علامه طباطبائى (فارسى)

در نبوت مقامى است نه نبوت تشريعى . در فصوص الحكم از بيست و هفت كلمه تامه الهيه سخن به ميان آورده است كه مراد بيست و هفت كلمه نوعيه است نه شخصيه زيرا كه هر سالك ولى در حد و قدر خود به حكمى از احكام يكى از آن انواع نوريه محكوم و منسوب است كه از آن تعبير به مشهد و يا مشرب ، و يا عيسوى مشهد و مشرب است و هكذا چنان كه در فص عيسوى درباره عارف بسطا مى گويد : نفخ فى النمله التى قتلها فحييت فعلم عند ذلك به من ينفح فنفخ فكان عيسوى المشهد . فصوص الحكم را به عربى و فارسى شروح بسيار است كه شرح علامه قيصرى كتاب درسى شده است . علماى متاخر بر آن تعليقات و حواشى بسيار دارند ، مثل حواشى آقا ميرزا محمد رضاى قمشه اى و حواشى ميرزا هاشم اشكورى و حواشى مرحوم استاد ميرزا سيد ابوالحسن رفيعى قزوينى ، و حواشى استاد آقا ميرزا احمد آشتيانى و غيرهم . و اين كمترين علاوه بر تصحيح و تعليقات بر شرح قيصرى ، يك دوره فصوص الحكم را به فارسى شرح كرده است و تاكنون دو دوره كامل به تدريس آن توفيق يافته است . شرح علامه قيصرى بسيار مفيد و كثير الفروع است و حائز اهميتى بسزا در مسائل عرفانى است و دوازده مقدمه اى كه بر آن نوشته است خود به منزله مدخلى در مسائل صحف عرفانى است . فتوحات مكيه در ميان مؤلفات عرفانى او ام الكتاب او است و آن پانصد و شصت باب است كه هر باب آن ، خود يك كتاب است . باب سيصد و شصت و ششم آن درباره حضرت بقيه الله قائم آل محمد مهدى موعود است صلوات الله عليهم اجمعين