السيد حامد النقوي (مترجم: افتخارزاده)

68

خلاصهء عبقات الانوار (حديث نور) (فارسى)

شرح حال او در بخش حديث ثقلين ، چندين مرجع براى آشنايى با شرح حال او آورديم ، مانند « وفيات الاعيان 2 : 471 » ، « طبقات سبكى 7 : 215 » ، « طبقات الحفّاظ : 474 » و ديگر مصادر . « 1 » در كتاب « تذكرة الحفاظ 4 : 1328 » عبارتى آمده است كه خلاصه‌اش چنين است : ابن عساكر ، امام حافظ بزرگ ، محدّث شام ، فخر پيشوايان ، ثقه‌ى دين ، ابوالقاسم ، صاحب تصانيف و داراى بيش از 1300 استاد و شيخ در حديث بوده و هشتاد زن نيز در شمار اساتيد او ياد شده است . سمعانى گويد : ابوالقاسم حافظ ، ثقه ، متقن ، دين‌دار ، نيكوكار ، خوش‌نام . ابن‌نجّار گويد : ابوالقاسم ، امام المحدّثين در زمان خودش ، رياست در حفظ و اتقان و نقل و شناخت كامل حديث به او منتهى شده و اين مقام به او ختم گشته است . 14 - روايت نور صالحانى شهاب احمد ، از علىّبن‌حسين از پدرش از جدّش روايت كند كه حضرت رسول صلى الله عليه و آله و سلم فرمود : « من و على نورى بوديم در پيشگاه خداوند متعال ، چهار هزار سال قبل از خلقت آدم . هنگامى كه خداوند آدم را آفريد ، آن نور را در صلب او قرار داد . پيوسته آن را از صلبى به صلب ديگر منتقل ساخت ، تا اين‌كه در صلب عبدالمطّلب قرار داد و بعد به دو بخش تقسيم كرد : بخشى را در صلب عبداللَّه و بخشى را در صلب ابوطالب . بنابر اين على از من است و من از اويم ، گوشت او گوشت من و خون او خون من است . هر كس او را دوست بدارد ، به خاطر دوست داشتنِ من او را دوست مىدارم . » سپس حديث « شجرة » را روايت كرده و آن‌گاه مىگويد : حديث اوّل را امام صالحانى نورالدّين ابوالرجا محمودبن‌محمّد روايت كرده است . وى مسافرت‌هاكرده ،

--> ( 1 ) . بنگريد : مجلّد حديث ثقلين ، ترجمه‌ى فارسى ، ص 805 - 806 . ( ويراستار )