السيد حامد النقوي (مترجم: افتخارزاده)
64
خلاصهء عبقات الانوار (حديث نور) (فارسى)
هنگامى كه پردهها برداشته شد ، آدم پنج سايه و شبح را در مقابل عرش ديد . پرسيد : پروردگارا اينان كيانند ؟ فرمود : اى آدم اين است پيامبر من ، و اين است على اميرمؤمنان پسر عموى پيامبر ، و اين است فاطمه دختر پيامبرم ، و اينانند حسن و حسين ، پسران على و فرزندان پيامبرم . سپس فرمود : اى آدم ، اينان اوّل و پيش از همهاند . وى از اين موضوع خوشنود شد . هنگامى كه دچار خطا و اشتباه شد ، گفت : خداوندگارا ! به حق محمّد و على و فاطمه و حسن و حسين ، از تو مىخواهم كه مرا بيامرزى . خداوند او را بخشيد . اين است همان جملهاى كه خداوند فرمود : « فتلقّى آدممن ربّه كلمات فتاب عليه » « 1 » هنگامى كه به زمين فرود آمد ، انگشترى ساخت كه نقش نگين او اين جمله بود : « محمّد رسول اللَّه » . و كنيهى آدم ، ابومحمّد بود . « 2 » شرح حال او شرح حال او را به طور مفصّل و مشروح در بخش « حديث تشبيه » از اين مجموعه ، و گفتار شاگردش سمعانى دربارهى او و ستايش ابننجّار از او و مدايح صفدى را در « الوافى بالوفيّات » دربارهى او خواهيم آورد . « 3 » 11 - روايت شهردار ديلمى حموينى اين عبارت را آورده است : ابوطالب بنانجب خازن ، از ناصربن ابى المكارم به طور اجازه روايت كند ، از ابوالمؤيّد موفّق بناحمد ، او هم اگر به صورت سماع و شنيدن نباشد به طور اجازه نقل كرده است . همچنين از عزيز محمّدبن ابىالقاسم از پدرش ابوالقاسم بن ابىالفضلبن عبدالكريم به طور اجازه كه اين دو نفر گويند : خبر داد به ما شهردار بن شيرويه پسر
--> ( 1 ) . بقره ( 1 ) : 37 : « آدم از پروردگارش كلماتى را دريافت و توبهاش را پذيرفت . » ( 2 ) . الخصائص العلويه مخطوط . ( 3 ) . بنگريد : مجلّد حديث تشبيه ، ترجمهى فارسى ، ص 150 - 151 . ( ويراستار )