السيد حامد النقوي (مترجم: افتخارزاده)

59

خلاصهء عبقات الانوار (حديث نور) (فارسى)

- ديروز به هنگامى كه برخى فضايل آنان را انكار مىكردى و راه استهزا پيمودى و سرزنش ملامت‌كنندگان را ناشنيده گرفتى . نزل القضاء على ديارك في صباحك شرّ نازل * أضْحت ديارك سابحات في الثرى خَسْف الزلازل - به بدترين وجه بر خانه و كاشانه‌ات صبحگاهان بلا نازل شد . خانه‌ات در خاك شناور شد و در پىِ زلزله‌ها فرو رفت . و بقيت يا مغرور في الدّارين لم‌تحظ بطائل * هذا الجزاء بهذه الدّنيا فعد لهم غداً ما أنت قائل - و تو اى فريب‌خورده ! در دنيا و آخرت بىبهره و بىنصيب باقى ماندى . اين است كيفر اين دنياى تو ، اينك فرداى قيامت آن‌چه را كه گفتى تكرار كن . علىّبن‌محمّد شرفيّه گويد : كتاب مناقب ابن‌مغازلى را در مسجد جامع شهر واسط كه حجّاج‌بن‌يوسف ثقفى لعنةاللَّه‌عليه آن را بنا كرده است ، در شش جلسه از روز يكشنبه چهارم تادهم ماه صفرسال پانصدوهشتادوسه ، آن رابراى جمعيّت بىشمارى خواندم . اين مطلب را خواننده‌ى آن كتاب در مسجد جامع ، علىّبن‌محمّد شرفيّه نوشته است . شرح حال او ابوالحسن علىّبن‌محمّد معروف به ابن‌مغازلى ، از بزرگان فقها و محدّثان اهل سنّت است . سمعانى گويد : وى مردى فاضل و آشناى به رجال و شخصيّت‌هاى حديثى شهر واسط و حديث آنان بود . حديث و استماع آن را با حرص تمام ، جست‌وجو مىكرد كتاب « ذيل التاريخ » او را در واسط ديدم و خواندم و مطالبى از آن برگزيدم . . . فرزندش در واسط ، آن را برايمان روايت كرد . 8 - روايت شيرويه ديلمى وى اين حديث را در كتاب « فردوس الأخبار » از سلمان روايت كرده است . ( كه پيامبر فرمود ) :