السيد حامد النقوي (مترجم: افتخارزاده)

34

خلاصهء عبقات الانوار (حديث نور) (فارسى)

صالح‌بن‌محمّد جزرة گويد : فقيه‌ترين كسى را كه در حديث درك كردم احمدبن‌حنبل بود . علىبن‌خلف گويد : از حميدى شنيدم كه مىگفت : تا وقتى كه من در حجاز بودم و احمد در عراق و ابن‌راهويه در خراسان ، هيچ كس بر ما غلبه نكرد . خلال گويد : محمّدبن‌ياسين بلدى به ما گفت كه وقتى به ابن‌ابىادريس گفته شد اصحاب حديث از بين رفته‌اند ، گفت : تا وقتى كه خداوند احمدبن‌حنبل را نگه داشته است ، اصحاب حديث از بين نرفته‌اند . از ابن‌المدينى نقل شده است كه گفت : آقايم احمدبن‌حنبل به من دستور داد كه جز از كتاب حسين‌بن‌حسن روايت نكنم . ابومعين رازى گويد : از ابن‌المدينى شنيدم كه مىگفت : در بين اصحاب ما كسى حافظتر از احمد نيست و به من رسيده است كه او جز از روى كتابى حديث نمىگفت و او براى من سرمشق است . و از او نقل شده است كه گويد : احمد ، امروز حجّت خداوند بر آفريدگان اوست . عمربن عبدالمنعم از ابىاليمين كندى از عبدالملك‌بن ابىالقاسم از ابواسماعيل انصارى از ابويعقوب قراب از محمّدبن‌عبداللَّه جوزقى از ابوحامد شرقى از احمدبن‌سلمة از احمدبن‌عاصم از ابوعبيد قاسم‌بن‌سلام نقل كند كه گفت : علم به چهار نفر پايان يافت : احمدبن‌حنبل كه افقه آنان است ، ابن‌ابىشيبه كه حافظترين آن‌ها است ، علىّبن‌مدينى كه عامل‌ترين آنان به آن است و يحيىبن‌معين كه نويسنده‌ترين آنان است . اسحاق منجنيقى از قاسم‌بن‌محمّد مودّب از محمّدبن‌ابىبشر روايت كند كه گفت : در مسأله‌اى به احمدبن‌حنبل رجوع كردم . گفت : نزد عبيد برو ، او بيانى دارد كه از ديگران مثل آن را نخواهى شنيد . نزد او رفتم . پاسخ او مرا قانع كرد . سخن احمد را به او گفتم : گفت : او مردى از كارگزاران الاهى است كه خداوند ، جامه‌ى علم او را گسترده و مقامى عالى نزد خود برايش ذخيره نموده ، نمىبينى كه مورد محبّت و الفت ديگران است ؟ ديدگان من در عراق مردى را نديده است كه هم‌چون او خصلت‌هاى نيكويى را