السيد حامد النقوي (مترجم: افتخارزاده)

35

خلاصهء عبقات الانوار (حديث نور) (فارسى)

جمع كرده باشد . خداوند به حلم و علم و فهمى كه در او قرار داده است بركت دهد . و به اسناد من به ابىاسماعيل انصارى از اسماعيل‌بن ابراهيم از نصربن‌ابىنصر طوسى از علىّبن‌احمدبن‌حشيش از ابوالحديث صوفى در مصر از پدرش از مزنى كه مىگفت : احمدبن‌حنبل در روز محنت ، ابوبكر در روز ردّه ، عمر در روز سقيفه ، عثمان در يوم الدّار و على در روز صفين . احمدبن‌محمّد رشدينى از احمدبن‌صالح مصرى روايت كند كه مىگفت : در عراق فردى جامع هم‌چون اين دو نفر نديدم : احمدبن‌حنبل و محمّدبن عبدالله بن‌نمير . احمدبن سلمة نيشابورى از ابن‌وارة روايت كند كه گفت : احمدبن‌حنبل در بغداد ، احمدبن صالح در مصر ، ابوجعفر نفيلى در حران و ابن‌نمير در كوفه ، اينان استوانه‌هاى دين‌اند . علىبن جنيد رازى گويد : از ابوجعفر نفيلى شنيدم كه مىگفت : احمدبن‌حنبل از بزرگان دين است . از محمّدبن مصعب عابد نقل شده است كه گفت : يك تازيانه كه در راه خدا بر احمدبن حنبل وارد شد ، از روزهاى بشربن‌حارث حافى بزرگ‌تر است . ابوعبدالرّحمان نهاوندى گويد : از يعقوب فسوى شنيدم كه مىگفت : از هزار استاد حديث نوشتم كه مىگفتند : حجّت در بين من و خدا ، احمدبن‌حنبل و احمدبن صالح مىباشد . و به اسنادى كه به انصارى شيخ‌الاسلام مىرسد از ابويعقوب ، از منصوربن‌عبداللَّه ذهلى ، از محمّدبن‌حسن‌بن‌على بخارى ، از محمّدبن‌ابراهيم بوشنجى نقل كند كه از احمدبن‌حنبل ياد كرده و گفت : او در نزد من از سفيان ثورى افضل و افقه است ، زيرا سفيان بدان‌گونه كه احمد آزموده شد ، امتحان نگرديد و او و فقيهان ديگر شهرها دانش احمدبن‌حنبل را نداشتند ، زيرا وى دانش همگان را گرد آورده بود و به اشتباهات و راستگو و دروغگوى آنان آگاهى كامل داشت . گويد : از بشربن‌حارث به من خبر رسيده كه گفت : احمد بر جايگاه پيامبران ايستاده است . احمد در نزد ما به سختى و آسانى ، نعمت و ناراحتى هر دو آزمايش شد و