السيد حامد النقوي (مترجم: افتخارزاده)
31
خلاصهء عبقات الانوار (حديث نور) (فارسى)
از اسحاقبنراهويه روايت شده كه وى گفته است : احمد بين خدا و خلقش حجّت است . محمّدبنعبدويه گويد : از علىّبنمدينى شنيدم كه مىگفت : احمد در نزد من ، از سعيدبنجبير در زمان خودش افضل است ؛ زيرا سعيد افرادى همچون خود داشت . از ابنمدينى نقل شده است كه گفت : خداوند دين را به ابوبكر در جنگ با مرتدّين و به احمد در سال محنت ، عزّت بخشيد . ابوعبيد گويد : علم به چهار نفر پايان يافت : يكى از آنها احمدبنحنبل كه فقيهترين آنان بود . و بعد داستان را ذكر مىكند . نيز او گويد : من با يادآورى از احمدبنحنبل خود را مىآرايم ، و كسى را داناتر از او به سنّت نديدم . حسنبنربيع گويد : احمدبنحنبل را جز به ابنمبارك در شخصيّت و تقوايش تشبيه نكردم . طبرانى ، از محمّدبنحسن انماطى نقل كند كه در مجلسى بوديم كه يحيىبنمعين و ابوخيثمه نيز در آنجا بودند . شروع كردند به تعريف و ستايش از احمدبنحنبل . شخصى در آنجا گفت : بعضى از اين ويژگىها در او هست . يحيى در پاسخ او گفت : تو ستايشِ بسيار بر احمد را خوش نمىدارى . اگر براى ستايش از او بنشينيم و مجلسى تشكيل دهيم ، نمىتوانيم تمامى فضايل او را بازگوييم . عبّاس از ابنمعين روايت كرده است كه گويد : من كسى را به مانند احمدبنحنبل نديدهام . نفيلى گويد : احمدبنحنبل از بزرگان دين است . مروزى گويد : نزد ابوثور بودم ، مسألهاى از اوپرسيدند . درپاسخ گفت : ابوعبداللَّه احمدبنحنبل - كه شيخ و امام ما است - در اين مسأله چنين گفته است .