السيد حامد النقوي (مترجم: افتخارزاده)

262

خلاصهء عبقات الانوار (حديث نور) (فارسى)

عين عبارت محىالدّين چنين است : فصل : خدا بود در حالى كه هيچ چيزى با او نبود . او هم‌اكنون نيز چنين است و بر همان حالتى است كه در اوّل بود . از ايجاد عالم صفتى را كه نداشته باشد به او برنگشت ، بلكه به خود موصوف بود . پيش از آن كه بيافريند ، خود را به نام‌هايى ناميد كه آفريدگانش او را به آن نام‌ها بخوانند . وقتى هستىِ عالم را اراده فرمود و به همان‌گونه كه علمش به آن تعلّق گرفته بود آن‌ها را آغاز كرد به خود فعل ، از همان اراده مقدسه‌اش كه يك تجلّى از تجليّات تنزيه به حقيقت كليه فرمود : حقيقتى كه « هبا » ناميده مىشد ، حقيقتى كه به‌سان طرح ساخت گچ بود كه با آن ، شكل‌ها و صورت را بسازد و اين نخستين موجود در عالم هستى بود . اين مطلب را علىبن‌ابىطالب رضى الله عنه و سهل‌بن‌عبداللَّه رحمه الله و غير از آن دو از اهل تحقيق ، اهل كشف و آگاهى ذكر كرده‌اند . سپس خداوند به نورش بر اين « هبا » تجلّى فرمود . انديشمندان اين هباء را هيولاى كلّى ناميده و گفته‌اند : همه‌ى جهان در اين « هباء » به صورت قوة و استعداد وجود دارد و پذيرش آن‌ها در او به حسب قوه و استعدادش مىباشد ، همان‌طور كه زواياى خانه ، نور چراغ را مىپذيرد و هر اندازه كه به آن نور نزديك‌تر باشد ، روشنى و نورانيّت بيشترى دارد . خداوند متعال فرموده است : « مثل نوره كمشكوة فيها مصباح » كه نورش را به چراغ تشبيه كرده است كه از حيث قبول نور ، « هباء » نزديك‌ترين به خداوند است پس از حقيقت حضرت محمّد صلى الله عليه و آله و سلم كه عقل اوّل ناميده مىشود . او آقاى همه‌ى جهانيان است و نخستين پديده در عالم هستى است كه از آن نور الاهى و از « هباء » و از حقيقت كليّه ظاهر مىشود . « عين » او و عين عالم از تجلى او در « هباء » پديد آمده است ، و نزديك‌ترين مردم به او علىبن‌ابىطالب است كه امام همه‌ى جهانيان است و جامع اسرار همه پيامبران مىباشد . « 1 » وجوه دلالت اين گفتار : گفتار شيخ ابن‌عربى بر مطلوب ما از چندين جهت دلالت دارد : اول : عبارت او كه درباره‌ى حضرت رسول صلى الله عليه و آله و سلم گفت : « در پذيرش آن هباء

--> ( 1 ) . الفتوحات المكيه ، باب ششم در آغاز آفرينش .