السيد حامد النقوي (مترجم: افتخارزاده)
261
خلاصهء عبقات الانوار (حديث نور) (فارسى)
« به لغت علىبن ابىطالب . آنگاه خداوند به من الهام فرمود كه بپرسم : پروردگارا ! تو با من سخن گفتى يا علىبن ابىطالب ؟ فرمود : اى احمد ! من شىء هستم . امّا نه همچون اشياء . من با مردم مقايسه نمىشوم و به مانندها توصيف نمىگردم . تو را از نور خودم آفريدم و على را از نور تو . آنگاه بر ژرفاى قلب تو نگريستم و ديدم در سويداى درونت كسى را بيش از على دوست نمىدارى . لذا به زبان او با تو سخن گفتم تا دلت آرام گيرد . » « 1 » اين روايت را سيد على همدانى نيز نقل كرده است . نويسنده گويد : اهل سنّت ( اشاعره ) هر كار قبيحى را بر خداوند روا مىدانند ، امّا دروغ را براى او تجويز نمىكنند . به اين مطلب بيفزاييد حديث هفتم همين بخش را كه در ضمن مواردى كه خدا بر پيامبر بزرگوار عهد و پيمان گرفت ، آن بود كه : « على نور همهى كسانى است كه از خداوند اطاعت كنند . » سخنان دانشمندان وعارفان بزرگاهل سنّت درفضيلت على عليه السلام و معناى حديث نور بزرگان پيشوايان اهل سنّت در حديث و عرفان ، كلمات و سخنان زيبا و ارزندهاى در افضليّت على عليه السلام دارند كه آن فضايل بر اساس خلقت نورى آن حضرت و در پرتو حديث نور است . برخى از آن كلمات را با تصريحاتى كه در اين مقام دارند ، در تأييد دلالت حديث نور بر مقصود و مرام خود مىآوريم : يكم - شيخ ابنعربى گفتار اوّل ابنعربى : از جمله آنان شيخ محيىالدين ابنعربى بزرگ اوليا و بزرگترين پيشواى عارفانشان است . وى آشكارا مىگويد كه در عالم هبا ( يعنى عالم نور ) رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم نزديكترين فرد به خداوند است ، و نزديكترين مردم به رسول خدا علىبن ابىطالب است كه : « امام و پيشواى همهى جهانيان و جامع اسرار همهى پيامبران است . »
--> ( 1 ) . مناقب خوارزمى : 36 - 37 .