السيد حامد النقوي (مترجم: افتخارزاده)

213

خلاصهء عبقات الانوار (حديث نور) (فارسى)

حديث پنجم : كازرونى گويد : « گفته‌اند كه حكمت در مباح بودن تيمّم ، آن است كه آسمان پيش از ميلاد حضرت رسول صلى الله عليه و آله و سلم بر زمين مباهات كرده و گفت عرش در من است و فرشتگان و حاملان عرش در منند ، فرشتگان تسبيح گوى خداوند و ركوع‌كنندگان و سجده‌كنندگان در منند و خورشيد و ماه در منند و ستارگان در منند و تو از همه‌ى اين‌ها خالى هستى . اين فخر و برترى را آسمان بر زمين داشت تا اين‌كه آن بنده‌ى با ميمنت و بركت ، حضرت محمّد صلى الله عليه و آله و سلم ديده به جهان گشود . در آن لحظه زمين بر آسمان مباهات كرده و گفت : اگر خورشيد و ماه و ستارگان و فرشتگان در تو هستند ، بر پشت من پيامبر با بركت صلى الله عليه و آله و سلم جاى دارد كه نور خورشيد و نور آسمان‌ها و زمين از نور او است . ولادت و تربيت ، مبعث و دعوت او بر پشت من است . شريعت و آيين او در پشت من به كار گرفته مىشود و مرگ و قبر و مزار او بر پشت من است . خداوند ، افتخار زمين را بر آسمان به وجود پيامبرش از او شنيده و فرمود : بديهى است هم‌اكنون كه به پيامبرم حضرت محمّد مباهات كردى ، خاك شرق و غربت را براى او و امّتش پاك و پاك كننده قرار دادم و مشرق و مغرب زمين را برايشان سجده و مصلّى نمودم ، چون تو به وجود محمّد مباهات كردى . بدين‌جهت بود كه حضرت رسول فرمود : « جعلت لى الارض مسجداً و طهوراً . » هم‌چنين گفته‌اند كه نور آن حضرت در همان گوهرى بود كه خداوند ، زمين را از آن آفريد و به‌سان خورشيد كه به زمين نورافشانى مىكند ، آن گوهر نيز مىدرخشيد . اين سخنى است كه رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم فرموده كه آسمان و زمين بر يكديگر مباهات مىكردند و به يك‌ديگر فخر مىفروختند . آسمان گفت : من برترم چون فرشتگان صف كشيده و ملائكه تسبيح كننده و عرش و كرشى در من قرار دادند . زمين گفت : بلكه من از تو برترم ، چون پيامبران و صالحان در منند و نور و ستارگان تو از نور محمّد صلى الله عليه و آله و سلم است و او در من مىباشد . حضرت فرمود : با اين گفتار يا مانند آن ، زمين بر