السيد حامد النقوي (مترجم: افتخارزاده)
192
خلاصهء عبقات الانوار (حديث نور) (فارسى)
آنان - بلكه بر همهى مخلوقات - مقدّم است . و شاهد بر آن حديث عبدالرزاق است به سندش از جابربنعبداللَّه كه به حضرت رسول عرض كرد : اى رسول خدا ! نخستين چيزى كه خداوند قبل از همهچيز آفريده ، چيست ؟ فرمود : « اى جابر ! خداوند پيش از همهى اشياء ، نور پيامبر تو را از نور خود آفريد . آن نور با قدرت ، به هر جا كه خداوند مىخواست ، در حركت بود . و در آن هنگام نه لوح بود و نه قلم ، نه بهشت بود و نه جهنّم ، نه فرشتهاى و نه آسمان و زمينى ، نه خورشيد و نه ماه ، نه جنّ و نه انس . هنگامى كه خداوند تعالى اراده فرمود كه آفريدگان را بيافريند ، آن نور را به چهار جزء تقسيم كرد . از جزء اوّل قلم را خلق كرد و از جزء دوم لوح را و از سوم عرش را . و آنگاه قسم چهارم را به چهار جزء تقسيم كرد : از جزء اوّل آسمانها و از دوم زمين و از سوم بهشت و جهنّم را . و آنگاه جزء چهارم را به چهار جزء تقسيم كرد از جزء اوّل نور ديدگان مؤمنان را و از دوم نور دلهايشان را كه آن معرفت نسبت به خداوند متعال بود ، و از سوم نورى را كه براى آنان گواهى مىدهد ، يعنى يكتاپرستى كه « لا إله إلّااللَّه ، محمّد رسول اللَّه » باشد . » تا آخر حديث . در حديث صحيح ديگرى آمده است كه فرمود : « اوّل ما خلق اللَّه القلم » و به اسناد متعددهاى آمده است كه پيش از آفرينش آب ، چيزى خلق نشده است . اين دو حديث با آنچه كه در حديث اوّل در مورد نور پيامبر ما صلى الله عليه و آله و سلم آمده است منافات ندارد ، زيرا اوليّت در غير آن حديث نسبى است و در اين حديث اوليّت حقيقى است ؛ پس تعارض بين اين احاديث وجود ندارد . در حديثى ديگر از ابنقطّان آمده است كه فرمود : « من نورى بودم در پيشگاه پروردگارم ، چهاردههزار سال پيش از آفرينش حضرت آدم عليه السلام . » در همين روايت آمده است كه فرمود : « بعد از آن كه خداوند حضرت آدم عليه السلام را آفريد ، آن نور را در پشت او قرار داد . در جبين او مىدرخشيد و بر ديگر بخشهاى نورش چيره شده بود . » تا آخر حديث .