السيد حامد النقوي (مترجم: افتخارزاده)
190
خلاصهء عبقات الانوار (حديث نور) (فارسى)
جمعاست مانند : « و كلّهم آتيه يوم القيامة فرداً » و شمول نسبت به تمام اجزاى اسم مفرد و معرفهاى كه مضاف إليه آن قرار گيرد مثل آيهى شريفه : « يطبع اللَّه على كلِّ قلب متكبّر جبار » كه در آيه كلمه « قلب » ، به كلمه « متكبّر » اضافه شده است يعنى بر تمامى اجزاى قلب . و اگر « و على قلب كلّ » به تنوين خوانده شود ، شامل تمام افراد قلوب مىشود ، و اگر كلمهى « كل » صفت براى نكره و يا تأكيد براى معرفه نباشد و عامل « 1 » بعد از آن نيايد چنانكه در اين مورد چنين است در اين صورت هم اضافه جايز است ، چنانكه در همين مورد شعر چنين است ؛ و هم قطع اضافه مثل آيهى شريفه : « و كلّا ضربنا له الامثال » نيز بايد دانست كه كلمهى « كل » وقتى اضافه به نكره مىشود ، لازم است كه در ضمير آن مراعات معنايش شود ، مثل « و كل شيئى فعلوه فى الزّبر » « و على كلِّ ضامر ياتين » و اگر اضافه به معرفه شود جايز است كه لفظ و معناى آن را در مفرد و مذكر بودن مراعات كنيم و همچنين است هرگاه اضافه نشود و قطع گردد ، مانند : « كلّ يعمل على شاكلته » « و كل اتوه داخرين » . اين كلمه هرگاه بعد از اداة نفى يا فعل منفى واقع شود مانند : « ما جاء كل القوم » « و كل الدراهم لم اجد » نفى متوجّه نمىشود مگر نسبت به سلب شمول آن ، كه در اين صورت اثبات فعل را براى برخى از افراد آن مىنهيم تا وقتى كه بر خلاف آن چيزى دلالت نكند مانند : « و اللَّه لا يحب كل مختال فخور » كه مفهومش اثبات محبّت براى يكى از دو وصف است ، لكن نظرى به آن نيست زيرا تكبر و فخرفروشى به طور مطلق حرام است . و هنگامى كه نفى به دنبال آن بيايد مانند كلام رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم در خبر ذواليدين كه فرمود : « كل ذلك لم يكن » - نفى به فرد فرد آن متوجّه مىشود . دانشمندان علم بيان چنين گفتهاند و من همهى اين مطلب را در اينجا آوردم ، به خاطر آنكه ظرافت مطلب و كثرت احتياج به آن ، از جملهى چيزهايى است كه مىبايست از آن
--> ( 1 ) . كلمهى « عامل » از اصلاحات علم نحو است كه كلماتى را كه موجب اعراب و حركات آخر كلمات درجملات عربى مىشوند عامل مىگويند كه جرجانى آنها را صد چيز دانسته و بر آن اساس كتاب « العوامل فى النحو » نوشته شده كه يكى از كتب مجموعه كتاب « جامع المقدّمات » است . ( مترجم )