السيد حامد النقوي (مترجم: افتخارزاده)
125
خلاصهء عبقات الانوار (حديث نور) (فارسى)
وى حديث اشباح را نيز در ضمن حديثى كه پيامبر صلى الله عليه و آله داستان معراج خود را براى ابوذر توصيف مىفرمايد روايت كرده است . « 1 » 4 - شيخ صدوق ابوجعفر محمّدبن علىبن بابويه قمى « 2 » حديث نور را در چند موضع از آثارش نقل كرده است : الف . در كتاب « الخصال » به سندش از حضرت رسول صلى الله عليه و آله و سلم روايت كرده است در آنجا كه فرمود : « من و على يك نور بوديم در پيشگاه خداوند متعال ، چهارده هزار سال پيش از آنكه آدم را بيافريند . هنگامى كه خداوند آدم را آفريد ، آن نور در صلب او به راه افتاد . پيوسته خداوند آن نور را از صلبى به صلب ديگر منتقل مىكرد تا آنكه در صلب عبدالمطّلب جاى داد . سپس آن را از صلب عبدالمطّلب بيرون آورده به دو بخش تقسيم كرد : بخشى را كه مربوط به من بود ، در صلب عبداللَّه جاى داد و بخش مربوط به على را در صلب ابوطالب قرار داد . بنابراين على از من است و منم از على . گوشت او از گوشت من و خون او از خون من است . هر كس او را دوست بدارد ، به دوستى خود او را دوست مىدارم و هر كس او را دشمن دارد ، به دشمنىام او را دشمن مىدارم . » « 3 » ب . در همين كتاب به سندش از آقايمان حضرت علىّبن موسىالرّضا عليه السلام از پدران بزرگوارش روايت مىكند كه رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم فرمود : « من و على از يك نور آفريده شديم . » « 4 » ج . در كتاب « عللالشّرايع » به سندش از معاذبنجبل روايت كرده است كه رسول
--> ( 1 ) . تفسير فرات 1 : 134 . ( 2 ) . ملقّب به « رييس المحدّثين الصدوق » . وى حدوداً داراى سيصد جلد كتاب است و در سال 381 در رىديده از جهان فرو بست . ( 3 ) . خصال : 640 . ( 4 ) . خصال : 31 ؛ عيون اخبار الرضا عليه السلام 2 : 59 .