السيد حامد النقوي (مترجم: افتخارزاده)
121
خلاصهء عبقات الانوار (حديث نور) (فارسى)
حديث نور در نزد شيعيان مقدّمه خوانديم كه دهلوى گفته بود : « آنچه شيعيان روايت كردهاند كه پيامبر صلّىاللَّهعليه [ وآله ] و سلم فرموده است : من و علىبنابىطالب ، نورى در پيشگاه خداوند بوديم . . . » در پاسخ مىگويم : كلمهى « روايت كردهاند » مىرساند كه روايت اين حديث به شيعه اختصاص دارد . اين شيوه و منش دهلوى در زمان ردّ هر فضيلتى از فضايل على اميرمؤمنان عليه السلام ست . امّا وقتى خواننده به فصول پيشين اين كتاب نظر افكند ، دروغ او ، درجهى تعصّب او و انكارش نسبت به حقايق روشن را مىيابد . به علاوه بايد از او پرسيد كه چرا يك لفظ از الفاظ حديث نور را ، از طريق اماميه نقل نمىكند تا مورد ضعف سند آن اگر ضعف داشته باشد روشن شود ؟ و چرا به تعدّد طرق روايت اين حديث در نظر اماميه اشاره نكرده است ؟ حديث شريف نور ، از احاديثى است كه طرفين ( شيعه و سنّى ) بر آن اتّفاق دارند . در صفحات پيشين ، روايت اهل سنّت را با طرق خودشان آورديم . اكنون به نقل برخى اسانيد و الفاظ آن از بزرگان و محدّثان عالمان اماميه مىپردازيم . حديث نور در نزد شيعيان اين حديث را عدّهى زيادى از بزرگان دانشمندان شيعه نقل كردهاند كه به نام و عبارات برخى از آنان اشاره مىشود :