السيد حامد النقوي (مترجم: افتخارزاده)

122

خلاصهء عبقات الانوار (حديث نور) (فارسى)

1 - ابوجعفر محمّدبن‌يعقوب كلينى « 1 » وى حديث نور را با اين عبارات آورده است : الف . احمدبن‌ادريس از حسين‌بن عبداللَّه صغير ، از محمّدبن ابراهيم جعفرى ، از احمدبن علىبن محمّدبن عبداللَّه‌بن عمربن علىبن ابىطالب روايت مىكند كه حضرت صادق عليه السلام فرمود : « خداوند بود در آن زمان كه هيچ موجودى نبود . پس هستى را آفريد و مكان را خلق كرد ، نورالأنوار را - كه همه‌ى انوار از آن روشنى مىگيرند - آفريد و در آن ، از نور خود - كه انوار از آن نور مىگيرند - جريان داد . و اين همان نورى است كه محمّد و على را از آن آفريد . آن دو ، پيوسته و هميشه دو نور نخست بودند ؛ زيرا چيزى قبل از آن دو نبود . لذا با يك‌ديگر در اصلاب طاهره و پاك و پاكيزه در حركت بودند ، تا اين‌كه در پاكيزه‌ترين پاكان ( يعنى ) عبداللَّه و ابوطالب ، از يك‌ديگر جدا شدند . » « 2 » ب . به سندش از جابربن‌يزيد روايت كرده كه گفت : حضرت باقر عليه السلام به من فرمود : « اى جابر ! به راستى نخستين چيزى كه خداوند آفريد ، حضرت محمّد و خاندان و فرزندانِ هدايت‌كننده و هدايت شده‌ى او بودند كه به صورت اشباح نور در پيشگاه خداوند متعال بودند . » عرض كردم : اشباح چيست ؟ فرمود : « سايه‌ى نور ، بدن‌هاى نورى بدون روح كه به يك روح تأييد و پشتيبانى مىشد كه آن روح‌القدس بود . به وسيله‌ى آن بود كه رسول خدا و خاندانش عليهم الصّلاة والسّلام خداوند را مىپرستيدند . بدين‌جهت آنان را بردبار ، دانشمند ، نيكوكار و برگزيده آفريد كه خداوند را با نماز و روزه و سجده و تسبيح و تهليل مىپرستيدند ، نماز مىخواندند و حج مىگزاردند و روزه مىگرفتند . » « 3 » ج . به سندش از حضرت صادق عليه السلام كه فرمود : « خداوند متعال فرمود : اى محمّد ! من تو و على را از يك نور آفريدم .

--> ( 1 ) . ملقّب به ثقةالاسلام ، پيشواى اماميه در زمان خودش ، كه در سال 329 در بغداد درگذشت . ( 2 ) . كافى 1 : 441 . ( 3 ) . كافى 1 : 442 ؛ بحارالأنوار 54 : 197 .