السيد حامد النقوي (مترجم: افتخارزاده)
114
خلاصهء عبقات الانوار (حديث نور) (فارسى)
هستند . هر كس به شاخهاى از آن بياويزد به بهشت وارد مىشود . يا على ! اگر امّت من آنقدر روزه گيرند كه همچون كمان گردند و آنقدر نماز خوانند كه بهسان زهِ كمان شوند امّا تو را دشمن بدارند ، خداوند آنان را به رو در آتش خواهد افكند . » گنجى گويد : ( ابنعساكر ) به همينگونه در شرح حال حضرت على عليه السلام در كتابش ( تاريخ دمشق ) حديث را نقل كرده و گفته است : خبر داد به ما مفتى ابونصر هبةاللَّه شيرازى ، از حافظعلىبنعساكر ، از ابوالقاسم سمرقندى ، از اسماعيلبنمسعده ، از حمزةبنيوسف ، از ابواحمدبنعدى ، از عمربنسنان ، از حسنبنعلى ابوعبدالغنى ازدى ، از عبدالرزّاق ، از پدرش از مينابنابىمينا مولاى عبدالرّحمانبنعوف كه مىگفت : پيش از آنكه احاديث باطل به هم آميزد و آشفتگى پديد آورد ، چرا از من نمىپرسيد ؟ ! رسول خدا فرمود : « من درختم و فاطمه فرع و شاخهى آن و على عامل باروى و حسن و حسين ثمره و شيعيان ، برگ آن درخت . ريشهى درخت در بهشت عدن است و اصل و فرع و عامل بارورى و ميوه و برگ در بهشت مىباشد . » گنجى گويد : محدّث دمشق در مناقبش اين حديث را به اسناد و طرق مختلف نقل كرده است . شيخ ابوبكربنفضل اللَّه حلبى واعظ در معنى و مقصود اين حديث ، اين شعر را از قول برخى از دانشمندان اهل سنّت براى ما نقل كرده است : يا حَبّذا دوحةٌ في الخلد ثابتة * ما فِي الجنان لها شبهٌ مِنَ الشَجَرِ - چه زيبا و نيكو است درخت تنومندى كه در بهشت جاودان استوار است و در ميان درختان بهشت مانندى ندارد . المصطفى أصلها و الفرع فاطمة * ثم اللّقاح علىٌ سيّد البشر - حضرت رسول مصطفى اصل آن و فاطمه شاخه و سپس على عامل بارورى است كه او آقا و سيّد بشر است . و الهاشميان سبطان لها ثمر * و الشيعة الورق الملتفّ بالثمر - دو سيّد هاشمى كه دو نوادهى پيامبرند ، ميوهى آن درخت و شيعه برگ پيچيده به ميوه مىباشند .