السيد حامد النقوي (مترجم: محبوب القلوب)
992
خلاصهء عبقات الانوار (حديث أنا مدينة العلم) (فارسى)
حضرتش عليه السلام تكذيب فرمود كسى را كه گمان برد به آن شهر از غير آن در مىرسد ، و نيز آن آيه به اين اشاره دارد همانگونه كه آورديم . در آن دليلى هست بر عصمت ايشان كه آشكار است ، چون حضرتش عليه السلام فرمان به اقتداى به او در دانشها به طور مطلق داده است ، پس واجب است كه ايمن از خطا باشد . و دلالت دارد بر اين كه او امام است ، چون او دَرِ آن دانشها مىباشد . و اين مطلب را تأييد مىكند آنچه از اختلاف امّت دانسته شده است و مراجعه آنان به يكديگر و بىنيازى ايشان عليه السلام از اين مراجعه . و نيز دلالت دارد بر ولايت و امامت او عليه السلام ، و اين كه دريافت دانش و حكمت و وارد شدن به بهشت در دوران حيات حضرتش صلى الله عليه و آله و سلم جز از سوى او صحيح نيست ، و همچنين روايت دانش و حكمت جز از ايشان جائز نيست ؛ بنابر فرمودهى خداوند متعال « و أتوا البيوت من أبوابها » چون حضرتش عليه السلام آن در بود . و چه زيبا گفته است : مدينة علم و ابنعمّك بابها * فمن غير ذاك الباب لميؤت سورها شهر دانش هستى و پسر عمويت باب آن است ؛ پس از غير آن دَر به ديوار آن شهر نتوان رسيد و نيز دلالت دارد ، بر اين كه اگر كسى چيزى از اين دانشها و حكمتها را كه رسولخدا صلى الله عليه و آله و سلم دارد از سوى غير على عليه السلام دريافت كند ، نافرمانى كرده چون دزد و كسى است كه از ديوار خانه بالا رود ، كه اگر از غير دَرِ دستور داده شده وارد شوند و به خواستهشان برسند گناهكار خواهند بود . و فرمودهاش عليه السلام : هر كس دانش را خواهد ، بايد نزد آن دَر آيد . مراد از آن مختار بودن نيست بلكه مراد از آن واجب بودن و تهديد است مانند فرمودهاش عزّوجلّ : « فمن شاء فليؤمن و مَنْ شاء فليكفر »