السيد حامد النقوي (مترجم: محبوب القلوب)

982

خلاصهء عبقات الانوار (حديث أنا مدينة العلم) (فارسى)

را فراموش نكردم . استاد اساتيد در زمان خود و يگانه‌ى همتايان در دانشها و عرفان شيخ زين‌الدّين ابوبكر محمّدبن‌محمّدبن‌على خوافى گفت : لذا على به افزونى دانش و حكمت اختصاص يافت تا اين كه رسول‌خدا صلى الله عليه و آله و سلم فرمود : أنا مدينة العلم و علىّ بابها . و عمر گفت : اگر على نبود ، عمر هلاك مىشد . » شهاب‌الدّين‌احمد ، بعد از حديث مدينة العلم گويد : « بدان كه دَر ، حايل و مانع واردشدن به خانه را برمىدارد . پس هر كس بخواهد از غير درها وارد خانه‌ها شود ، ورود بر او مشكل و سخت مىگردد ، هم‌چنين است كسى كه جوياى دانش باشد و آن را از على و بيان او برنگيرد كه به مقصود نمىرسد . او داراى دانش و خرد و بيان بود . چه بسا كسى عالم است ولى بر بيان و فصاحت توانا نيست و على در ميان اصحاب به اين امر مشهور بود . پس دانش و روايت و استنباط آن از على خواسته مىشود . در دانش به اجماع اصحاب ( رسول‌خدا ) به او مراجعه مىشد ، و حكم و فتوايش مورد اطمينان بود و اصحاب همگى در هر مشكلى به او مراجعه مىكردند و از او پيشى نمىگرفتند و بر اين پايه عمر گفت : اگر على نبود عمر حتماً به هلاكت مىرسيد . » ابن‌صباغ مالكى پس از نقل حكم امام درباره خنثى گويد : « خدايت رحمت كند بنگر به استخراج اميرالمؤمنين على كه با نور دانش و فهم نافذش چگونه راه صحيح را توضيح داد و نماياند و به آن جهت نرينگى را بر مادگى در ماده‌ى ايجاد ظاهر كرد . و اين منّت كامل و نعمت فراگير با توجّه پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم براى او پيدا شد ، و با تربيت و مهربانى و شفقت ايشان نسبت به او ، پس آماده‌ى پذيرش آن نورها و مهياى دريافت دانش‌ها و اسرار شد ، پس حكمت از لفظهايش برگرفته مىشد ، و دانش‌هاى ظاهرى و باطنى با دلش پيوسته بود ، همواره درياهاى دانش‌ها از سينه‌اش منفجر مىشد و امواجش بالا مىآمد ، تا آنكه او صلى الله عليه و آله و سلم فرمود : أنا مدينة العلم