السيد حامد النقوي (مترجم: محبوب القلوب)

979

خلاصهء عبقات الانوار (حديث أنا مدينة العلم) (فارسى)

ابن‌طلحه‌ى شافعى : در معنى « الأنزع البطين » « 1 » گويد : « عنايت الهى و الطاف ربّانى و رأفت ملكوتى رسول‌خدا صلى الله عليه و آله و سلم را در بر گرفت ، و قلبش مشكات انوار نبوّت و رسالت گرديد و خداوند كتاب و حكمت را بر او فرو فرستاد و چيزهايى را كه نمىدانست به او آموخت ، و على در آن روز بهره‌مند از بركات تربيت او و ثمره‌هاى محبّت او شده بود ، پس به شفقت او جرقه‌اى از آن انوار بدرخشيد و از آفاق چراغ‌دانش پرتوهايش طلوع كرد ، پس قلب على به آن نورها روشنايى يافت و به آن آثار رشد يافت و از لكه‌هاى تيره زدوده شد و آماده شد براى پذيرش آن‌چه از اسرار دانش‌ها و دانش‌هاى اسرار بر او افاضه شود و اندازه‌اى از حكمت‌ها و حكم مقدرات در او جايگزين شود ، پس به مباركى ايمان آراسته شد و به يال‌هاى معرفت مزيّن شد ، و متّصف به حكمت استوار شد و انواع دانش‌ها را دريافت كرد ، پس حكمت‌ها از لفظهاى او چيده شد و دانش‌هاى ناشناخته ظاهرى و باطنى با او انس گرفته ، و چشمه‌هايش از چاه قلبش منفجر شده است . و همواره ملازم رسول‌خدا صلى الله عليه و آله و سلم بود و خداوند علم او را مىافزود تا اينكه رسول‌خدا صلى الله عليه و آله و سلم فرمود طبق آن‌چه ترمذى در صحيحش با سندش از او نقل كرده است : أنا مدينة العلم و علىّ بابها . پس او از فراوانى دانش‌اش جوامع قضايا را به ذلّت مىكشاند ، و رخدادهاى مشكل را توضيح مىداد و احكام دشوار شده را آسان مىنمود ، در هر دانشى او را نشانى بود ، و بر هر حكمتى چيرگى داشت ، و به زودى تفصيل اين اصل در فصل ششم كه براى بيان دانش و فضيلت او شكل يافته خواهد آمد ان‌شاءاللَّه‌تعالى .

--> ( 1 ) . الأنزع : كسى كه موى دو طرف پيشانيش ريخته است . البطين : بزرگ شكم .